به تعبیر دکتر حسن عباسی «جریان خزنده ای در صدا و سیما در حال شکل گیری است که قابل کنترل نیست».مسائل و سوژه های مطرح شده برای سریال سازی و فیلم سازی در صدا و سیما اگر چه به ظاهر سطحی و عامیانه هستند امّا با تکرار این مضامین کم کم باید شاهد نهادینه شدن آنها در جامعه باشیم.











به نام خدایی که در این نزدیکی است...
ادوات جنگ نرم

(گذری کوتاه بر سیر شکل گیری جنگ نرم و تهاجم فرهنگی )

گردآوری : امین یزدان پرست



پیشگفتار:

نگاهی کوتاه به تحولات تاریخی رسانه ها در آستانه قرن 21 نشانگر آن است که تفکر انسان تا چه حد به ابزار های ارتباطی، از زبان به عنوان نخستین وسیله ارتباطی گرفته تا ابزارهای پیچیده انتقال اطلاعات مانند خطوط الکترونیکی و نیز ماهواره های فضایی مدیون است.

ارتباط در مفهوم عام خود،مجموعه ی پیچیده و سازمان یافته ای است که جنبه های انسانی و تکنولوژیک آن از یکدیگر تفکیک ناپذیر است.تغییرات روز افزون در حوزه ارتباطات،اعتقاد انسانهای آگاه و متعهد را به پیشرفت تکامل اجتماعی و اعتقاد راستین آنها را به بهسازی جوامع بشری بیشتر می سازد و انسانهای پویشگر متعهد را در سطوح مختلف با دستاوردهای نظامهای نوین ارتباطی و بحران های ناشی از آنها آشناتر می سازد و در مجموع این باور را درآنها ایجاد می کند که تنها اندیشیدن در این زمینه کافی نیست و می بایست از طریق رویارویی با واقعیات عینی و برنامه ریزی نابسامانیها را سر و سامان داد.در چنین وضعیتی،جوامع انسانی بویژه کشورهای جهان سوم که وسایل نوین ارتباطی در آنها بومی نیستند،باید با واقع بینی بیشتری با آنها برخورد کنند.از این رو باید در این نوع جوامع در سه حوزه وسیع کوشش فراوان انجام گیرد:

1.شناخت ماهیت و عملکرد رسانه هایی که پیوسته در حال تغییرند

2.تعیین نیازهای فرهنگی مخاطب در جامعه خودی

3.چگونگی برخورد گریزناپذیر با پیامهای دم افزون رسانه های جمعی بیگانه که گاه متفاوت و متعارض اند و استفاده مطلوب از آن بخش از صنایع فرهنگی آنها می توانند مایه ترقی و پیشرفت کشور های جهان سوم شوند.

مقدمه

ارتباط و اطلاع از نظر تاریخی دو پدیده همسانند که انسان از طریق آنها به واقعیتها پی می برد. در واقع انسان در پرتو اطلاعات و ارتباطات است که می تواند بیاندیشد ، بیافریند و به واقعیتهای تازه پی ببرد.

با نگاهی کوتاه به سیر تحول ابزار ارتباطی می توان این موضوع را به خوبی دریافت که با پیدایش ابزار ارتباطی پیشرفته تر سطح تغییرات فرهنگی نیز با شدت بیشتری تغییر کرده است.

زمانی زبان شفاهی نقش نگهدارنده و انتقال دهنده ارزشها، نگرش ها و باورها بود. اما از آنجا که این شیوه ارتباطی سطح پایداری مناسبی نداشت رفته رفته جای خود را به زبان نوشتاری داد. این زبان نوشتاری به شکل امروزی نبود بلکه خطی بود تصویری که انسان توانست به وسیله ی آن افکار و نیازهای خود را ثبت کند. رفته رفته با پیدایش الفبا و سر انجام با اختراع چاپ در قرن شانزدهم، انقلابی عظیم در روند توسعه ارتباطات و اطلاعات به وقوع پیوست. به طوری که ارتباط شکل تازه ای به خود گرفت و آموزش که در انحصار اشراف بود به صورت همگانی وتوده ای در آمد.

این انقلاب عظیم ارتباطی نه تنها آموزش را همگانی کرد بلکه تحولات عظیمی در اقتصاد ، اجتماع و سیاست پدید آورد تا جهان شاهد انقلاب هایی در کشورهای هلند، انگلستان ، امریکا و فرانسه باشد.

رفته رفته با اختراع برق وسپس تلگراف انسان توانست پیام های خود را از فاصله های فرسنگی مخابره کند. اما این پایان کار نبود . این بار رادیو زنجیره های وابستگی اطلاعات را به رشته های سیمی از هم گسست و بدین ترتیب اطلاعات به آزادی تقریباً کاملی رسید. اما آنچه که امروزه شاهد آن هستیم حاصل چیز دیگری است. این تحولات امروزی از زمانی شکل گرفت که اولین ماهواره ها به فضا پرتاب شدند. سرعت این انتقال اطلاعات به این دلیل بود که این ماهواره ها در مدارهای پایین همچون دکلی در فضا توانستند با چرخش به دور زمین تصاویر زنده را با سرعت نور در سراسر جهان منتشر کنند.

تکامل ابزارهای مبادله و انتقال اطلاعات با پیشرفت تجهیزات انباشت اطلاعات همراه بوده است.امروزه از ترکیب سه تکنولوژی متفاوت یعنی « صنایع کامپیوتر،نرم افزار و برنامه نویسی » ، «فیلمسازی،سینما و تلوزیون» و «صنایع مخابراتی(تله کامیونیکیشن و الکترونیک)» ابر شاهراه اطلاعاتی ایجاد شده است که می تواند اطلاعات گوناگون صوتی و تصویری را از طریق کابلهای فیبرنوری به مصرف کننده منتقل سازد.

مفهوم ارتباط و اطلاع:

واژه ارتباط ( communication) از ریشه لاتین ( communis) به معنای اشتراک گرفته شده است.کلمه ارتباطات به صورت جمع در علوم ارتباطات،به معنای مطالعه پیرامون ابزار و لوازم فنی این پدیده به کار می رود.حال آنکه این واژه به صورت مفرد بیانگر فرایندی است که در آن پیام از پیام دهنده به پیام گیرنده منتقل می شود و به عبارت دیگر به گردش پیام بین فرستنده و گیرنده پیام مربوط می شود.

اما واژه اطلاع (information) نوعی ارتباط است و از نظر معنا با ارتباط متفاوت است؛زیرا هر اطلاع رسانی نوعی ارتباط محسوب می شود ، ولی هر ارتباطی اطلاع نیست.

برای آنکه مفهوم اطلاع روشن تر بیان شود،باید به ارزش پیام برای گیرنده توجه شود.به عبارت دیگر هر پیام به منظور انتقال آگاهی جدیدی عرضه می شود و میزان همین آگاهی تازه است که تحت عنوان «اطلاع» واحد ارزیابی قرار می گیرد.هر اندازه عناصر تازه یک پیام بیشتر باشید ارزش بیشتری دارد.امروزه اطلاعات بیشتر دست دوم هستند.سی رایت میلز جامعه شناس معروف امریکایی در این زمینه ی گوید:تنها مقدار ناچیزی از اطلاعات ما دست اول است.

نقش و جایگاه رسانه ها در سیاست ، فرهنگ و جامعه:

در دنیای امروز همراه با تغییر نگرش انسان نسبت به خود در رویارویی با تاریخ و معرفت عمومی،حکومت نیز به بازاری رقابتی تبدیل شده است که،مشتریانش صاحب انتخاب در مقام قضاوت قرار دارند.

امروزه نقش اطلاعات در ساز و کارهای تصمیم گیری از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و همین امیر نقطه تلاقی «رسانه» و «قدرت» را شکل می دهد.در حال حاضر می توان گفت رسانه ها یکی از مهم ترین منابع قدرت نرم در کشور ها هستند.

امروزه کشوره های قدرتمند رسانه ای که ایالات متحده را می توان سرآمد آنها نام برد دیگر کمتر به فکر جنگ سخت هستند و سعی می کنند کشور های هدف را با تزریق خرافه،دروغ و کلیشه به زانو در آورند.شاید مصداق این مطلب این جمله از آیزنهاور رئیس جمهور ایالات متحده امریکا در هفدهم دسامبر 1955 باشد که اعلام کرد:« بزرگ ترین جنگی که در پیش داریم ،جنگی است برای تسخیر اذهان انسانها ».بدین صورت بود که پس از جنگ جهانی دوم نه تنها جنگ رسانه ای پایان نیافت بلکه به واسطه دگرگونی های اجتماعی و اقتصادی بر شدت آن افزوده شد.

در نگاه اول رادیو،تلوزیون،مفسران مطبوعاتی،خبرنگاران شبکه های خبری و سایتهای اینترنتی طرفین جنگ نرم فرهنگی هستند ، امّا باید دانست که چیزی به نام « سیاست رسانه ای » در پشت همه این عوامل قرار دارد.سیاست رسانه ای که با تخصیص بودجه های رسمی از سوی پارلمان ها ، دولت ها و سازمانهای اطلاعاتی علیه فرهنگ کشور های هدف اعمال می شود.

سربازان جنگ رسانه ای ،متخصصان تبلیغات،استراتژیست های بین المللی و کارگزاران رسانه های هستند.

جنگ رسانه ای جنگی بدون خونریزی،آرام و نرم تلقی می شود.جنگی که بر صفحه روزنامه ها،مجلات،سایت های اینترنتی،سینما و تلوزیون و ... جریان دارد.

تبلیغات رسانه ای:

هدف تبلیغات ، تغییر عقاید و تحت تأثیر قرار دادن افکار و حالات بسیاری از مردم است.در واقع تبلیغات می کوشد به جای آنکه ذهن انسان را باز کند آن را ببندد.در واقع تبلیغاتچی به دنبال این است که شما کاری را انجام دهید که او می خواهد.

در آثار مارکسیست ها میان آژیتاسیون و تبلیغات تفاوت وجود دارد.این مضوع نخستین بار در کتاب «شحصیت در تاریخ» اثر پله خانف و سپس در کتاب «چه باید کرد؟» اثر لنین مطرح شد.

از نظر پله خانف تبلیغاتچی یا پروپاگاندیست،اندیشه های سیاسی و فلسفی عمیق تری را در میان عدّه ی کمتری اشاعه می دهد.امّا مروّج یا آژیتاتور این نوع اندیشه ها را در میان عدّه ی بیشتری رواج می دهد.در ترویج یا آژیتاتور بیشتر بر جنبه های تهیجی و احساسی برای توضیح و اقناع استفاده می شود.حال آنکه در تبلیغات از شیوه های تحلیلی و تعقلی بهره می گیرند.تبلیغات سیاسی در مقایسه با تبلیغات تجاری بیشتر بر برداشتهای ذهنی استوار است.

اگر نگاهی به نظریه ها و دیدگاههای پیشگامان ارتباط جمعی بیندازیم،نظریه ای شاخص توجه ما را جلب می کند.این نظریه همان نظریه «دهکده جهانی» مارشال مک لوهان است.امروز در بسیاری از جوامع از مک لوهان به عنوان پیشگویی فرزانه یاد می شود و بسیاری از مردم جهان با افکار و نظریات او آشنایی دارند.

مک لوهان معتقد است اگر چه تکنولوژی منبعث از ذهن و عمل انسان است ولی انسان هر عصر و دوره ای زاییده تکنولوژی زمان خویش است.او تکنولوژی را کمدی الهی می خواند .به اعتقاد او نوع بشر به بهشتی زمینی هدایت شده که با استفاده از ابزار های ساخته خود،خویشتن را از رنج جسمانی آزاد می کند.مک لوهان در دهه 1960 بویژه از تلوزیون به عنوان رسانه ای هوشمند یاد می کند و همچون اسقفهای اعظم این رسانه را غسل تعمید می دهد.او تلوزیون را پرستشگاه و امواج آن را بشارت الکترونیک نام می نهد.

مک لوهان در کتاب « برای درک رسانه ها» می گوید:ارشمیدس گفته است:« یک نقطه اتکا در جهان به من نشان دهید تا من توسط آن دنیا را تکان دهم».مک لوهان معتقد است: « اگر ارشمیدس زنده بود،حتماًرسانه ها را با انگشت نشان میداد و می گفت: من چشمها،گوشها،اعضا و مغزهای شما به عنوان نقطه اتکا به کار می گیرم و دنیا را آن گونه که مایلم به حرکت در می آورم».

باید دانست امروز تلوزیون ها و رسانه ها وامدار آراء و عقاید مک لوهان هستند.شاید بهتر باشد گذری داشته باشیم بر پروتکل های حکمای صهیون که مطالبی جالب و البته تأمل بر انگیز در آنها به چشم می خورد:

خاخام راشوون می گوید:اگر طلا نخستین ابزار ما در سیطره بر جهان است،بی تردید مطبوعات و روزنامه نگاری دومین ابزار ما خواهد بود.

در پروتکل اول حکمای صهیون به این نکته اشاره می شود که ... آزادی سیاسی تنها یک ایده است و واقعیت ندارد.امّا همین ایده طعمه ای است تا در وقت نیاز و ضرورت آن را به کار گیریم و مردم را به سمت خود جذب کنیم و گروه خویش را قدرتمند سازیم...

این حربه امروزه به صورت مداوم در رسانه های صهیونیستی با جنجال بسیار زیادی تبلیغ می شود و متأسفانه به علت ناآگاهی مخاطبان عده زیادی اسیر این حربه می شوند و عنان خود را به دست این رسانه ها می دهند.

امّا این حربه فقط برای مردم عامی استفاده نمی شود.در پروتکل سوم نیز مطلبی به چشم میخورد که می تو ان برای آن مصادیقی عینی آورد.در پروتکل سوم اینگونه آمده است:

در مورد دولت ها نیز از کشمکش میان آنها آتشی پرپا می کنیم تا برخورد های و جنگ ها شدت یابد.با این اقدامات دیری نمی پاید که سرتاسر دنیا در هرج و مرج و فقر دست و پا خواهد زد.با نگاهی به سیر تحولات اخیر می توان دریافت که ابزار رسانه تا چه اندازه در پیشبرد این هدف مؤثر است.درست چند ماه پیش بود که ویکی لیکس اسنادی را منتشر کرد و جنب و جوش های سیاسی را به بالاترین حد خود در تمام دنیا رساند به طوری که دولت های غربی به تکاپوی فراوانی افتاده و سعی در تطهیر خود داشتند. در اینجاست که رسانه، اهمیت و نفوذ رسانه خود را بیشتر و بیشتر نمایان می سازد.

این رسانه دروغ را شاهرگ حیاتی خود کرده و انسان را از یک آنالیزور تبدیل به یک پذیرنده مطلق و منفعل می کنند و با پرداختن به موضوعات مختلف با تکیه بر احساسات سعی در پیشبرد اهداف خود دارند..گفته می شود صحنه قتل نداآقا سلطان در طول تاریخ بشری در فاصله 24 ساعت بیشترین بازدید کننده را داشته است و در یک بازی زمانی 24 ساعته 1 میلیارد و 200 میلیون نفر فیلم قتل ندا اقا سلطان را از این رسانه ها دیده اند.

درست در همان زمان ایالت سین کیانگ چین شاهد یک آشوب قومی بود که ارتش چین با تانک به استقبال مردم رفته و 186 نفر را به خاک و خون کشید.اینکه هیچ یک از رسانه های غربی به اتفاقات رخ داده در چین نپردازند و قتل یک دختر را تا این حد فریاد بزنند جای تأمل دارد.

1 میلیون و 600 هزار نفر در عراق در طول اشغال این کشور توسط امریکایی ها به خاک و خون کشیده شده اند،یعنی در عراق 28 میلیونی از هر 28 نفر 5/1 نفر کشته شده اند.این حجم از کشتار به چشم نمی آید امّا یک قتل در یک بازی زمانی 24 ساعته تا این حد به آن پرداخته می شود.این مظهر همان دروغ رسانه ای است .



در قستمی از پروتکل حکمای صهیون اینگونه آمده است:

... مردم جوامع غیر از ما (غیر یهود) در آینده با مصرف مشروبات الکلی دچار انحطاط می شوند و از طریق رسانه های ما به انحطاط اخلاقی کشیده می شوند... این رسانه همان هالیوود است.

حال به این جمله از مارشال مک لوهان که در رابطه با جوانان آینده گفته است توجه کنید:

«...گرایش موجود در جهت نقش های زن ومرد در حوزه مربوط به مد اجتماعی ،همچنان ادامه خواهد داشت.پسران بلند گیسو دیگر بیمی ندارند خصلتهای زنانه از خود نشان دهند و دختران شلوار پوش نیز متقابلاً در نشان دادن ویژگی های مردانه از خود نگرانی احساس نمی کنند.

آنچه از این جملات مشخص می شود این است که مارشال مک لوهان نقش ایدئولوگ رسانه ای صهیونیست ها را ایفا می کند و حتی اگر این نظریه را رد کنیم نمی توانیم منکر شباهت نظریات او با تفکرات صهیونیست ها باشیم.

با نگاهی کوتاه به جامعه خودمان و در نقطه مقابل با نگاه به فیلم ها و سریال های تولید شده در هالیوود و سایر کمپانی های صهیونیستی به نقش این نظریه مک لوهان در شکل گیری پروسه فرهنگ زدایی توسط رسانه های صهیونیستی پی می بریم.

اهمیت فرهنگ به حدی است که حضرت امام خمینی (ره) درباره آن چنین فرمودند:

... بی شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد فرهنگ آن جامعه است.اساساً فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد و با انحراف فرهنگ هرچند، جامعه در بعد اقتصادی ، سیاسی،صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد پوچ و میان تهی است...استقلال و موجودیت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشأت می گیرد و ساده اندیشی است که گمان شود با وابستگی فرهنگی، استقلال در ابعاد دیگر یا یکی از آنها امکان پذیر است.

حال می فهمیم چرا امریکا به جای اینکه به کشوری مثل ایران حمله نظامی کند سعی دارد با استفاده از ابزار رسانه ، فرهنگ آن تخریب کرده و ارزش های آنها را برباید تا دیگر شاهد هیچ گونه مقاومتی از سوی عامه مردم نباشد.

ساده ترین ابزار تهاجم فرهنگی که می توان با آنها یک نسل را گمراه کرد همین ابزار و وسایل هستند که روزانه با آنها روبه رو هستیم.از رایانه و شبکه اینترنت گرفته تا شبکه های ماهواره ای،از فیلم های غیر اخلاقی گرفته تا تهیه و توزیع مواد مخدر،از انواع کفش و پوشاک گرفته تا تغییرات در الگوی حجاب.آری اینها ابزاری ساده ولی در عین حال مؤثر برای تغییرات الگوی فرهنگی هستند.

امّا آنچه امروز در خط مقدم تهاجم فرهنگی یا به تعبیر مقام معظم رهبری(مدظله العالی) شبیخون فرهنگی قرار دارد ماهواره است.با اندکی تأمل در مضامین سریال های شبکه های ماهواره ای نوظهور این نکته ظریف آشکار می شود که این داستان های جذاب و دیدنی ، در کنار کیفیت صدا و تصویر حاوی مفاهیم خیانت،جنایت و بی بند و باری فکر و فرهنگی می باشند و مقصدشان غیر از جایی است که در آن تولید شده اند .

متأسفانه در حال حاضر شبکه های PMC ،GEM ، TV PERSIA ، FARSI 1 و اخیراً شبکه من و تو جای خود را در میان مخاطبان باز کرده اند.این شبکه ها با انبوهی از برنامه های تفریحی اعم از فیلم ها،موزیک ویدئو ها و سریالهایی که برای مخاطبان خود پخش می کنند صدمات جبران ناپذیری به بنیان فرهنگ و جامعه و از همه مهم تر به خانواده ها می زنند.

حتی امروز رسانه ملی ایران یا همان صدا و سیما نیز گاهاً سریالها و فیلم هایی را پخش می کند که دست کمی از سریالها و فیلم های شبکه های ماهواره ندارد.

به تعبیر دکتر حسن عباسی «جریان خزنده ای در صدا و سیما در حال شکل گیری است که قابل کنترل نیست».مسائل و سوژه های مطرح شده برای سریال سازی و فیلم سازی در صدا و سیما اگر چه به ظاهر سطحی و عامیانه هستند امّا با تکرار این مضامین کم کم باید شاهد نهادینه شدن آنها در جامعه باشیم.اینکه در سریال ها به راحتی دروغ می گویند،اینکه به راحتی چند همسر اختیار می کنند،اینکه به راحتی پوشش هایی نامأنوس با فرهنگ جامعه را تبلیغ می کنند مسئله ای نیست که خاص زمان حال باشد.این آثار به ظاهر کلیشه ای مؤثر تر از یک سال تحصیلی در فرهنگ سازی برای افراد وارد عمل می شوند.

مارشال مک لوهان با قاطعیت بسیار وسائل ارتباط جمعی را به دو بخش گرم و سرد تقسیم کرد.در این تقسیم بندی (عکس،رادیو، سینما) وسائل ارتباطی گرم هستند.مک لوهان اعتقاد داشت این ابزار ارتباطی در امتداد یکی از حواس آدمی هستند و توصیف و تشریح زیادی را در بر دارند.وی (خط تصویری ،تلفن و تلوزیون )را وسائل ارتباطی سرد می نامد که به تشریح و توضیح کمتری نیازمندند.

حالا میفهمیم چرا بودجه برخی پروژه های هالیوود معادل بودجه یک سال یک دولت است!

شاید همه ما بارها و بارها تعبیر فوکویاما از شیعه در کنفرانس شیعه شناسی اورشلیم را شنیده باشیم.اینکه او گفت:« همانا شیعه مانند پرنده ای است که دارای دو بال سرخ و سبز است. تعبیر بال سرخ برگرفته از فرهنگ عاشورا و بال دیگر این پرنده ، سبز به معنای فرهنگ انتظار .سپر نگاه دارنده ونفوذناپذیراین پرنده ولایت فقیه است که در برابرآسیب ها از این پرنده محافظت می کند». اما آیا تاکنون به این فکر کردیم آنها چگونه میخواهند دو بال و سپر این پرنده بلند پرواز را نابود سازد؟

اینکه کاربران ایرانی اینترنت در بین 128 کشور رتبه نخست مراجعه به سایت های غیر اخلاقی را دارند اتفاقی نیست.با این شرایط و با وجود حجم انبوه ماهواره ها و سایت های غیر اخلاقی چگونه می توان امید داشت که جوانان از مسیر خود خارج نشوند. اینکه دشمن برای جدایی جوانان از دین از دریچه فرهنگ وارد می شود و با استفاده از ابزار رسانه ای و بهره گیری از سایت های اینترنتی و تکثیر قارچ گونه آن اقدام به این کار می کند اتفاقی نیست.باید دانست که آنها کار خود برای برای پایین کشیدن پرنده شیعه شروع کرده اند و هدف اول انها نابود کردن اعتقاداتی است که جوان شیعه با آن بزرگ شده و به بلوغ رسیده است.

در اینکه سینمای هالیوود ابزای برای شبیخون فرهنگی به کشور ماست شکی نیست.امّا آیا می توان سینمای ایران را سدّ راه سینمای هالیوود دانست؟!پاسخ اینگونه است که در حال حاضر چنین برداشتی را نمی توان از سینمای ایران داشت.زیرا مردم سینمای ایران را همگام و همزاد و همراه با جامعه فعلی خود نمی دانند و آن را به فرهنگ و ریشه های خود نزدیک نمی بینند.در نتیجه چنین سینمایی هرگز نمی تواند یک ابزار برای دفاع نرم باشد.امروز نهاد های فرهنگی کشور به جای اینکه به فکر بریدن ربان های رنگارنگ باشند باید افق دید خود را گسترش دهند و با برنامه ریزی صحیح علاوه بر اینکه فرهنگ بومی ما را حفظ می کنند به فکر ارسال فرهنگ وآشنا کردن کشورهای غربی و شرقی با فرهنگ غنی ایرانی ـ اسلامی باشند.در سال 1933 استدیو های هالیوودی بیش از 50 درصد از درآمد خود را از راه توزیع فیلم هاشان در سایر قاره ها کسب کردند.بسیاری از استدیو های هالیوودی سینماهای چند سالنه ای را در کشور های دیگر ساخته اند تا حجم مخاطب خارجی خود را افزایش دهند.می توان اینها را دانست و با تولید آثاری فاخر و برنامه ریزی بلند مدت فرهنگی گامی مفید را برای مقابله با تهاجم فرهنگی برداشت.

راههای مقابله با تهاجم فرهنگی:

بی‏ترديد امروزه اكثر كشورها در پی آن هستند كه راهكارهايی بينديشند تا از تخريب و تضعيف فرهنگ خود از طريق رسانه‏های همگانی هدايت شده توسط غرب بكاهند؛ هرچند كسی منكر اين واقعيت نمی‏تواند باشد كه در دنيای امروز، كشورها نمی‏توانند ديواری به دور خود بكشند و از برخورد فرهنگ جامعه‏ی خود با فرهنگ‏های بيگانه، در امان باشند، زيرا رسانه‏های همگانی جهان هم‏چون ماهواره‏ها و تكنولوژی اينترنت، مردم دنيا را در جريان آخرين پيشرفت‏ها، مدها، ساخته‏ها، هنرها و غيره قرار مي‏دهند. اگر فرهنگ جامعه‏اي توان خود را از دست بدهد و اگر مردمی از فرهنگ خود گسسته شوند، قدرت درست انديشيدن از آنها سلب می‏گردد و در اين دريای ارتباطات غرق می‏شوند.

اگر ظرف مدت دو سال، جامعه‏ی شوروی سابق به كلی دگرگون می‏شود و رسانه‏ها و كانال‏های تلويزيونی امريكايی و اروپايی چنان فرهنگ آن را در هم می‏كوبند كه آثار نويسندگان و هنرمندان بزرگ روسيه به كلی فراموش می‏شود و الگوهای غرب مقبوليت می‏يابند، بيش‏تر به اين دليل است كه پيش از آن، فرهنگشان صلابت و ايستادگي خود را از دست داده بود. ما معتقديم فرهنگ اصيل اسلامی و تعصب مذهبی، هم‏چون درخت تنومندی در ذهن و قلب مردم مسلمان اين مرز و بوم ريشه دوانيده است و طوفان «تهاجم فرهنگی» به راحتی نمی‏تواند اين درخت را از جاي بركَنَد، اما نبايد از تكان‏های گاه و بيگاه آن كه ميوه‏های نارسيده‏را سرنگون می‏سازد غافل بود؛ لذا شناخت راه‏های مقابله با تندباد تهاجم بسيار حايز اهميت است.

ملت‏هايی كه علاقه‏مند به حفظ و پاس‏داری از «هويت فرهنگی» خود هستند، سعی می‏كنند فرهنگ غيرمادی جامعه‏ی خويش را حفظ نمايند. البته اين بدان معنا نيست كه می‏توان (يا بايد)فرهنگ‏غيرمادی‏راكاملاً دست‏نخورده وثابت و«اصيل» نگه‏داشت؛زيرا، همان‏طور كه در ويژگی‏های فرهنگ ملاحظه شد، تغيير از خصوصيات فرهنگ است.

برای مقابله و مبارزه با «تهاجم فرهنگی» راه‏های بسيار زيادی در زمينه‏های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سياسی ذكر شده كه هر كدام دارای اهميت خاص خود است. اما عناوين زير اهم توصيه‏ها و راه‏حل‏هايی است كه در اين مقوله قرار دارند:

الف) شناخت دقيق و همه جانبه‏ی تهاجم فرهنگی: يكی از موارد مهم و اساسی در مبارزه با تهاجم فرهنگی، شناخت ابعاد و ريشه‏های آن است؛ زيرا زمانی می‏توانيم در برابر اين پديده برنامه‏ريزی كنيم كه از دشمن مهاجم و برنامه‏های او اطلاع كافی داشته باشيم و متناسب با آن، سلاح تدافعی خود را به‏كار گيريم .

ب) شناخت دقيق و كامل فرهنگ اسلامی و ملی:گام دوم در مبارزه با تهاجم فرهنگی شناخت فرهنگ غنی اسلامی و عناصر فرهنگی آن است؛ علاوه بر اين بايد عناصر مقبول فرهنگ ملی و آداب و رسوم اجتماعی، ذخاير فرهنگی با ارزش تلقی شده و زنده نگه داشته شوند .

به عقيده‏ی بسياری از صاحب‏نظران، اعتلای فرهنگ ايرانی ـ اسلامی و ايجاد حس غرور و افتخار در جوانان و نوجوانان، اين وارثان واقعی ارزش‏های گران‏بهای فرهنگ خودی، گامی اساسی است كه بايد برای مبارزه‏ی بی‏امان با تهاجم فرهنگی غرب برداشته شود. يك جوان مسلمان ايرانی بايد بداند كه وارث چه نوع فرهنگی است.

ج) اصلاحات علمی و اقتصادی:برنامه‏ريزی در جهت پيشرفت همه‏جانبه ی كشور و تبديل آن به يكی از كشورهای بزرگ علمی و صنعتی و مستقل از جهت تأمين كالاهای اساسی مورد نياز و فراهم آوردن زمينه‏هاي رفع نيازهای اقتصادی جامعه، به ويژه نيازهای جسمی و روحی نسل جوان از قبيل تحصيلات كافی، شغل مناسب، امكانات تشكيل خانواده، امكانات گذراندن مناسب اوقات فراغت مانند امكانات ورزشی و ... بيش‏ترين نقش را در تثبيت فرهنگ ملی و مصونيت در برابر فرهنگ مهاجم دارد.

د) تدوين سياست فرهنگي و تربيتي جامع از طريق:

1. تقويت كمی و كيفی توليدات فرهنگی توسط رسانه‏های جمعی داخلی

2. استحكام مبانی تعليم و تربيت اسلامی نوجوانان و جوانان

3. تقويت ايمان از طريق بالابردن سطح رشد علمی و فكری مردم نسبت به مسائل اعتقادی، تبليغ، نشر و ترويج مسائلی كه در تشديد عواطف و احساسات دينی مردم تأثير زيادی دارد، مانند نماز جماعت، جلسات قران، هيأت‏های مذهبی، عضويت در مراكز خيريه و عام‏المنفعه، دور نگه‏داشتن مردم از ارزش‏های ضد اسلامی و غيرخدايی با ترويج ارزش‏های دينی در يك سطح گسترده و فراگير و ...

4. ارتقای كيفی فعاليت‏های هنری و ايجاد مراكز هدايت‏كننده‏ی ابزارهای صوتی و تصويری.

5. گسترش فعاليت‏های برون‏مرزی نهادهای فرهنگی.

6. ايجاد هماهنگی بين دستگاه‏های اجرايی فرهنگی و عدم دخالت افراد غير متخصص و غيرمسؤول در امور فرهنگی و هنری.

7. حفظ جريان‏های فرهنگی اصيل و حمايت از مدافعان واقعی نظام.

9. مشاركت دادن نوجوانان و جوانان در فعاليت‏های فرهنگی از قبيل: تشكيل سمينارهای مسائل فرهنگی و مسابقات علمی و فرهنگی با حضور و مشاركت آنان، تقويت روحيه ی كتاب‏خوانی و انتشار بيش‏تر كتاب‏های مذهبی جذاب.

10. تقويت پايه‏های تربيتی و اخلاقی افراد در خانواده و مدرسه و ايجاد ارتباط عاطفی بين والدين و كودكان.

11. بازنگری در منابع درسی دانشگاهی به ويژه كتاب‏هايی كه به ناچار از زبان‏های بيگانه ترجمه می‏شوند.

12. از بين بردن روحيه‏ی مصرف‏گرايی به ويژه در مواردی كه سبب وابستگی كشور می‏شود .

13. ايجاد محيط گرم خانوادگی و برخورد دوستانه با جوانان.

14. آگاه كردن مردم از اهداف فرهنگ‏سازان غربی .

نتيجه:

ما در مقام فرد ، کنترلی بر تغییر تکنولوژیک نداریم و ضرباهنگ تند این تغییر تهدیدی است که شاید زندگی ما را همچون سیل با خود ببرد.عبارت «شاهراه اطلاعاتی» که غالباً از آن یاد می شود،حاکی از نقشه منظم و دقیقی از راه ها و جاده هاست در حالی که تأثیر این فناوری های نوین غالباً احساس آشوب و پریشانی به ما می دهد.

آنچه در مجموع می‏توان به آن دست يافت اين است كه بر اساس نظم نوين جهانی، تهاجم فرهنگی غرب به ويژه آمريكا عليه ساير فرهنگ‏ها در حال انجام است و اين امر با گسترش تكنولوژی ارتباطات، شدت، سرعت و پيچيدگی بيش‏تری پيدا كرده است. آمريكا كه داعيه‏ی سرپرستی جهان را در سر می‏پروراند و خواستار نظامی تك‏قطبی است، هيچ فرهنگ رقيبی را كه مخالف اين سياست باشد، تحمل نخواهد كرد. قطعاً فرهنگ اسلامی از اين قاعده مستثنا نخواهد بود و در رأس كشورهای اسلامی، ايران به واسطه‏ی انقلاب اسلامی ومخالفت علنی آن با قدرت‏طلبی آمريكا مورد هجوم بيش‏تری قرار گرفته و خواهد گرفت؛ لذا به منظور مقابله با اين هجوم، بايد تمام ترفندها و حيله‏های فرهنگ مهاجم شناخته شود و سپس ابزار كافی برای مقابله با آن فراهم گردد. از آن‏جا كه تهاجم فرهنگی فرايندی فرهنگی است، بايد با ابزارهای فرهنگی با آن مقابله كرد و از مبارزه با ابزار خشن پرهيز نمود؛ يعنی توليدات فرهنگی متناسب با فرهنگ ملّی و دينی را بايد گسترش داد و از نيروهای متعهد و دلبسته به كشور در ساخت اين توليدات كمك گرفت؛ و سپس با بهترين روش‏ها اين توليدات را به جوانان عرضه كرد.

اینکه ما در معرض حملات فرهنگی رسانه های بیگاه هستیم شکی نیست،امّا ادوات مقابله با جنگ نرم در دسترس است.فقط باید چشم های خود را بشوییم و به گونه ای دیگر بنگریم و به افسران مقابله با جنگ نرم اعتماد کنیم و از ظرفیت های موجود به شکل کافی بهره ببریم.

به امید روزی که دیدگان ما عکس روتوش شده فرهنگ که با نام فرهنگ پست مدرن بر روی تاقچه های ایرانی قرار گرفته نبیند و باز هم همان فرهنگ ناب ایرانی ـ اسلامی در جامعه اسلامی ایران حاکم شود.انشالله

منابع و مأخذ:

1.دادگران،محمد«مبانی ارتباط جمعی»،انتشارات مروارید،1389

2.تهدیدات رسانه ای جنگ نرم

3.جعفرنژاد،ابوالفضل«پیدا و پنهان شبکه ماهواره ای فارسی 1»

4.واحدی،محمد رضا«بوی خون»،سازمان عقیدتی سیاسی ارتش،1382

5.مجله سروش،سال یازدهم،شماره 479

6.سینمای استراتژیک در جنگ نرم،سایت عملیات روانی

7.جاودانی شاهدین،حمید«درآمدی بر شناخت ابعاد تهاجم فرهنگی و نحوه مقابله»
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1390ساعت 21:47  توسط ایلیا اعتضادی فر   | 
وزارت بهداشت امكان سنجش عوارض امواج ماهواره ای را ندارد











رئیس مركز سلامت محیط و كار وزارت بهداشت گفت: آیین نامه ایمنی و بهداشت آنتن های موبایل به زودی ابلاغ می شود اما درباره امواج ماهوار ه ای دستگاه های سنجش این امواج را نداریم.








رئیس مركز سلامت محیط و كار وزارت بهداشت گفت: آیین نامه ایمنی و بهداشت آنتن های موبایل به زودی ابلاغ می شود اما درباره امواج ماهوار ه ای دستگاه های سنجش این امواج را نداریم.

كاظم ندافی در گفت و گو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس، افزود: درباره امواج طیف الكترومغناطیس و عوارض آن بر سلامت مردم، اقداماتی را در وزارت بهداشت شروع كرده ایم، اكنون درباره آنتن های موبایل به جمع بندی رسیده ایم و میزان اثرات و عوارض این امواج را اندازه گیری كرده ایم.

وی گفت: نتیجه این بررسی ها به صورت آیین نامه ایمنی و بهداشت آنتن های موبایل در حال تدوین است و مراحل نهایی را طی می كند، پیش نویس آن آماده شده است و به زودی ابلاغ می شود اما فاز بعدی مطالعاتی ما نیز درباره امواج ماهواره ای است.

رئیس مركز سلامت محیط و كار وزارت بهداشت افزود: برای بررسی، سنجش و اندازه گیری امواج ماهواره ای با محدویت هایی مواجه هستیم كه درصدد بر طرف كردن آن هستیم و اگر این محدودیت ها بر طرف شود، كار اندازه گیری و سنجش عوارض این امواج نیز آغاز می شود.

وی درباره محدودیت های سنجش امواج ماهواره ای توضیح داد: مهمترین محدودیت ما این است كه امكان خرید و تهیه دستگاه های سنجش امواج ماهواره ای را نداریم كه از طریق مختلف درصدد رفع این محدودیت هستیم.

ندافی گفت: درباره آنتن های موبایل یا bts اندازه گیری ها به طور كامل انجام شده است و تقریباً در تمام موارد میزان آلودگی كمتر از استاندارد ملی بوده است و نگرانی زیادی نداریم اما درباره امواج ماهواره ای تا زمانی كه این اندازه گیری ها انجام نشود نمی توانیم بگوییم دقیقاً چه اثراتی دارند.





خبرگزارى فارس (www.farsnews.com)
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1390ساعت 21:46  توسط ایلیا اعتضادی فر   | 
سلامت > عمومی - حمید ضیایی‌پرور:
افزایش تبلیغات داروهای مختلف از شبکه‌های ماهواره‌ای باعث شده است تا مسئولان حوزه بهداشت و سلامت کشور بار دیگر نسبت به عوارض مصرف اینگونه داروها توسط مردم هشدار دهند.


اینگونه شبکه‌ها عمدتا انواع مشخصی از داروهای زیبایی و پرورش اندام یا تقویت قوای جنسی را تبلیغ می‌کنند که مشخص نیست داروهای مذکور از کدام مرجع بین‌المللی مجوز و تأییدیه دارد. در همین زمینه رئیس بازرسی ویژه سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت با اشاره به تبلیغات گسترده شبکه‌های خارجی در مورد داروها و مواد آرایشی - بهداشتی گفت: مردم برای حفظ سلامت خود و خانواده‌شان باید توصیه‌ها در مورد داروهای غیرمجاز و تقلبی را جدی بگیرند.

تبلیغ مصرف دارو و محصولات دارویی اساسا در داخل کشور مجاز نیست چرا که تنها کسی که می‌تواند مجوز مصرف یک داروی خاص را به بیماران بدهد پزشک متخصص هر فرد است.با وجود این بسیاری از شرکت‌های وارد‌کننده انواع محصولات دارویی و بهداشتی و آرایشی اقدام به تبلیغ این نوع داروها کرده و محصول را نیز برای متقاضیان ارسال می‌کنند.

همین موضوع سبب بروز مشکلاتی برای مردم شده و عوارض خطرناکی را برای برخی به‌وجود آورده است.
واقعیت این است که پروسه تولید یک دارو بسیار پیچیده است و حتی پس از آزمایش‌های متعدد روی یک دارو تا سال‌ها مجوز توزیع عمومی آن به تولید‌کنندگان داده نمی‌شود. واردات محصولات دارویی به هر کشور نیز تحت ضوابط خاصی است که وزارت بهداشت هر کشور تعیین می‌کند. فروش دارو خارج از شبکه رسمی کشور می‌تواند عوارض جبران‌ناپذیری را برای مصرف‌کنندگان آن به‌دنبال داشته باشد.
در همین زمینه:
داروی سیالیس برای درمان بزرگی پروستات هم مجوز گرفت
تکمیل سیکل درمان با خدمات داروساز
چالش‌های پیش‌رو
داروی آنتی‌بیوتیکی شرکت گلاکسو در چین جمع آوری شد
اینترنت و رشد سومصرف داروهای نسخه‌ای در آمریکا
بیماران سرطانی اوکراین در حسرت داروی ضددرد
آسپیرین اثر داروهای ضدافسردگی را کاهش می‌دهد
چالش بر سر نحوه تبلیغ محصولات دارویی
داروها در فضا بی‌اثر می‌شوند
داروی جدید امیدی برای مبتلایان به هپاتیت C
استفاده از کرم‌های بهداشتی خرچنگ،‌ حلزون و میگو جنبه تبلیغاتی دارد
داروهای تقلبی در اینترنت
تبلیغات فریبنده برای داروهای لاغری
دارویی برای برطرف کردن غبغب
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1390ساعت 21:45  توسط ایلیا اعتضادی فر   | 
ماهواره، غریبه‌ای در‌ خانه شما
برخی معتقدند میزان استفاده وضریب نفوذ این مهمان ناخوانده در نظام رسانه‌ای کشور بیش از آمارهای رسمی است، چون هنوز بسیاری از مردم از بیان این که در خانه خود دیش گیرنده شبکه‌های ماهواره‌ای دارند، خودداری می‌کنند.


«مامور ناجا هستم، لطفا در را باز کنید برای پاکسازی پشت‌بام شما از دیش ماهواره آمده‌ایم» هر از گاه کلانتری‌های مناطق مختلف بخصوص در کلانشهرها دست به کار می‌شوند تا دیش‌های ماهواره‌ها را جمع‌آوری کنند که تا پایان وقت اداری معمولا با تلی از دیش‌های مچاله شده و در حالی که خودرویشان پر از «ال‌ان‌بی»های غیرمجاز است، منطقه را ترک می‌کنند.


یک افسر وظیفه می‌گوید: تلاش می‌کنیم به مردم احترام بگذاریم و کاری را که به عنوان ماموریت به ما محول شده بدرستی و بدون مزاحمت انجام دهیم، اما متاسفانه هنوز عده‌ای انگار از ممنوعیت استفاده از این دیش‌ها بی‌اطلاعند و ما را به قانون‌شکنی و هتک حریم خصوصی‌شان متهم می‌کنند.


بر اساس پژوهش‌های انجام شده، در حال حاضر حدود 30 درصد از خانواده‌های ایرانی از ماهواره استفاده می‌کنند و 90 درصد از آنها فقط تماشاچی فیلم‌ها و سریال‌های ماهواره‌ای هستند. از سوی دیگر، نایب‌رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس می گوید : در حال حاضر 5‌/‌4 میلیون گیرنده و دیش ماهواره‌های غیرمجاز در کشورمان فعال است.


جواد آرین‌منش در گفت‌وگو با مهرمی‌افزاید: هم‌اکنون 17 هزار و 666 شبکه ماهواره‌ای در جهان فعال است که از این تعداد 3000 شبکه ماهواره‌ای در داخل ایران با آنتن‌های معمولی قابل دریافت است.


وی با اشاره به برخی‌ فعالیت‌های این شبکه‌ها عنوان می‌کند: از این تعداد 380 شبکه به موسیقی، 74 شبکه به تبلیغات مدل لباس و لوازم آرایشی و 273 شبکه به تبلیغ ادیان ساختگی اختصاص یافته‌اند. همچنین 235 شبکه برنامه‌های مبتذل پخش می‌کنند که هر سال بر شمار این شبکه‌ها افزوده می‌شود.


برخی معتقدند میزان استفاده وضریب نفوذ این مهمان ناخوانده در نظام رسانه‌ای کشور بیش از آمارهای رسمی است، چون هنوز بسیاری از مردم از بیان این که در خانه خود دیش گیرنده شبکه‌های ماهواره‌ای دارند، خودداری می‌کنند. فردین علیخواه، مدرس دانشگاه و استاد جامعه‌شناسی وسایل ارتباط جمعی، در مورد الگوی استفاده ایرانی‌ها از ماهواره می‌گوید: ارزیابی کارشناسی من آن است که از نظر مخاطب‌شناسی و دلایل رجوع به ماهواره تفاوت زیادی بین مخاطب ایرانی با مخاطبان تلویزیون در سایر نقاط دنیا وجود ندارد.


ایرانیان نیز عمدتا برای تماشای فیلم و سریال، موسیقی یا شوهای تلویزیونی و برنامه‌های تفریحی و سرگرمی‌که شامل ورزش هم می‌شود به سراغ ماهواره می‌روند. حتی به همین دلایل هم سراغ برنامه‌های صدا و سیما می‌روند. سایر موضوعاتی که از آنها به عنوان برنامه‌های اقلیت (Minority programs) نام می‌برند عموما مربوط به مخاطب خاص است.


به گفته او در چند سال اخیر، میزان استقبال مخاطبان ایرانی از شبکه‌های کشورهای عربی بیشتر شده است. این استاد دانشگاه اضافه می‌کند: اگر تاریخ ورود ماهواره را به 3 دوره 5ساله تقسیم کنیم. ارزیابی من آن است که در دوره اول شبکه‌های کشورهای ترکیه بیشترین بیننده، در دوره دوم شبکه‌های اروپایی متعلق به کشور آلمان و فرانسه و در دوره سوم شبکه‌های کشورهای عربی بیشترین بیننده را داشت. البته توجه شود که حدود ۶۰ درصد برنامه‌های ماهواره‌ای کشورهای عربی آمریکایی است که با زیرنویس عربی پخش می‌شود.


در برابر تنوع شبکه‌ها و گرایش برخی خانواده‌ها به استفاده از این وسیله نوظهور ارتباطی، جمعی از کارشناسان استفاده از این شبکه‌ها را معادل استحاله فرهنگی و سنت‌های خانوادگی می‌دانند.


کارشناسان ، درخصوص تأثیر ماهواره و اینترنت روی خانواده‌هایی که به این ابزار دسترسی دارند،‌هشدار می‌دهند ‌استفاده از اینترنت و ماهواره باعث بروز آسیب‌های جدی در خانواده‌ها می‌شود.


آنها می گویند اما به طور کلی، رواج بی‌بند و باری در خانواده‌ها از جمله عوارض استفاده نادرست از ماهواره است. مدگرایی و اعتقاد پیدا کردن به خرافه‌پرستی، رسومات و رفتارهای غیر‌اصولی و مشکل‌ساز، از دیگر مضرات استفاده از شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی است.


آسیب شناسان اجتماعی تاکید می‌کنند ‌‌ استفاده از اینترنت و ماهواره بدون کنترل والدین بخصوص برای دختران جوان که در سن رشد هستند، باعث بروز مشکلات شخصیتی می‌شود. ‌به گفته آنان استفاده نسل جوان از اینترنت و ماهواره حریم‌های بین افراد خانواده را از بین می‌برد.


اما متأسفانه برخی‌ خانواده‌ها بدون توجه به آسیب‌های ماهواره از این وسیله استفاده می‌کنند که این امر موجب بروز بسیاری از فسادهای اخلاقی می‌شود.


نشانه‌گیری حریم خانواده در شبکه‌های ماهواره‌ای


امان‌الله قرائی‌مقدم، آسیب‌شناس و مدرس دانشگاه هدف شبکه‌های ماهواره‌ای را تغییر الگوی نگرشی و رفتاری خانواده‌ها می‌داند و به مهر می‌گوید: این برنامه‌ها قصد دارند نوع تفکر و بینش سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ما را تغییر دهند و مصرف‌گرایی را میان تماشاگرانشان نهادینه کنند.


این استاد دانشگاه اضافه می‌کند: این نوع شبکه‌ها ابتدا مغز مخاطبان خود را تسخیر و در ادامه آنچه خود دوست دارند را به آنها القا می‌کنند.


قرایی‌مقدم معتقد است: شبکه‌های ماهواره‌ای به دنبال کانالیزه کردن جریان‌های فرهنگی هستند به این معنی که تمام جویبارهای کوچک فرهنگی به رودخانه اصلی که جهان‌بینی آنهاست منتقل شوند. اینها پیروان مکتب مک لوهان هستند که قصد دارند زبان، گفتار و بینش‌های خرده‌فرهنگ‌ها را تغییر دهند و به سمت فرهنگ آنگلا ساکسون غرب ببرند.


این جامعه‌شناس با اشاره به راه‌های مقابله با شبکه‌های ماهواره‌ای می‌گوید: جمع آوری خانه به خانه راه چاره این مشکل نیست. در حال حاضر راه‌های دیگری جایگزین دیش‌های ماهواره شده است و نمی‌توان با این روش‌های فیزیکی مقابل این هجوم ایستاد.


به گفته این آسیب‌شناس، القائات شبکه‌های ماهواره به مخاطبان خود تا حدی زیاد و تأثیرگذار است که به هیچ عنوان نمی‌توان ادعا کرد بزرگسالان از آسیب‌های آن مصون هستند و تنها باید نوجوانان و جوانان را در این خصوص واکسینه کرد.


قرایی مقدم: القائات شبکه‌های ماهواره‌ای به مخاطبان خود تا حدی زیاد و تأثیرگذار است که به هیچ عنوان نمی‌توان ادعا کرد بزرگسالان از آسیب‌های آن مصون هستند و تنها باید نوجوانان و جوانان را در این خصوص واکسینه کرد


وی می افزاید: البته خطر برنامه‌های شبکه‌های ماهواره‌ای برای کودکان و نوجوانان به مراتب بیشتر است، چرا که آنان با تفکرات احساساتی و دور از تعقل، به تماشای برنامه‌ها می‌پردازند، لذا تصاویر ارائه شده توسط این شبکه‌ها در ذهن کودکان نقش بسته و برای آنها الگو می‌شود و این گونه است که صاحبان برنامه‌های ماهواره‌ای به هدف خودشان که همان تأثیر گذاشتن در دیدگاه و تفکر کودکان است دست می‌یابند.


ترغیب تشکیل خانواده بدون ازدواج


کسانی که مسافر کشورهای خارجی بوده یا مدتی را خارج از ایران بخصوص در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی زندگی کرده‌اند، با الگوی جدید تشکیل خانواده آشنا شده‌اند که آن زندگی کنار هم بدون ازدواج است. براساس این الگو، زن و مرد سال‌ها در کنار هم به عنوان همخانه زندگی می‌کنند و شاید بچه‌دار شوند و چنانچه به نتیجه قطعی برای داشتن تفاهم برسند، در یک جلسه رسمی ازدواج می‌کنند. درغیر این صورت از هم جدا می‌شوند و از آن پس هیچ تعهدی به هم نخواهند داشت. این الگو نه تنها در ایران پذیرفتنی نیست، بلکه در تعارض مستقیم با خانواده در اسلام قرار دارد. به عقیده برخی کارشناسان امور فرهنگی، شبکه‌های ماهواره‌ای که آبشخور مستقیم خود را از کشورهای غربی می‌گیرند در پی تثبیت این الگوی ازدواج هستند.


عالیه شکربیگی، جامعه‌شناس و مدرس دانشکده صداوسیما، در گفت‌وگو با یکی از پایگاه‌های خبری، با بیان این‌که بر اساس نتایج آخرین نظرسنجی در بهمن سال ۱۳۸۰، ۶۲ درصد افراد برنامه‌های ماهواره‌ای را تماشا می‌کردند، ‌می گوید: طبق این نظرسنجی ۳۲ درصد از افراد نیز اعلام کرده بودند علاقه‌مند به تماشای فیلم‌ها و سریال‌های ماهواره‌ای هستند، اما چه اتفاقی رخ داده که باعث شده است خانواده‌های ایرانی به تماشای برنامه‌های ماهواره گرایش پیدا کنند.


شکربیگی ادامه می دهد : ماهواره بر ارزش‌ها و نگرش‌های خانواده ایرانی تأثیر گذاشته و کارکرد آن به دلیل این‌که ارزش‌های تازه‌ای را آفریده است، اهمیت دارد؛ ارزش‌های جدید رفتارهای جدیدی را در خانواده خلق می‌کند.


شکربیگی، سریال‌های ماهواره‌ای را عاملی در تحول بسیاری از خانواده‌های ایرانی دانسته و می‌گوید : زمانی که اعضای خانواده ساعت‌ها به مشاهده برنامه‌های مختلف ماهواره از جمله سریال‌های خانوادگی می‌پردازند،‌ رعایت بسیاری از ارزش‌ها از جمله حریم میان زن و مرد برای آنها کمرنگ می‌شود؛ هم‌اکنون دختران و پسران جوان تحت تأثیر شبکه‌های ماهواره‌ای خیلی راحت با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند، به گونه‌ای که شاهد افزایش ارتباطات نامشروع خانوادگی هستیم و ارزش‌های خانوادگی که در پناه آن ارتباطات میان زن و مرد نامحرم محدود می‌شد، کنار گذاشته شده است.


وی با بیان این‌که نخستین پایه‌های تربیتی یک جامعه در خانواده شکل می‌گیرد، ‌اظهارمی‌کند: وقتی نخستین نهاد تربیتی جامعه دچار تحول شد، تبعات منفی بسیاری را با خود به همراه خواهد داشت؛ تشکیل خانواده و زندگی زن و مرد در کنار هم بدون ازدواج یکی از آسیب‌های شبکه‌های ماهواره‌ای در جامعه است.


مراقب بچه‌ها باشیم


می‌گوید از صبح کودک 3 ساله‌اش را مقابل شبکه کارتون ماهواره می‌نشاند تا به کارهایش برسد، رنگ و لعاب کارتون‌ها آنقدر زیاد است که کودکش پلک نمی‌زند، اما یک‌روز که از آشپزخانه کودک را تماشا می‌کرد دید که سکوت و بی‌تحرکی فرزندش مشکوک است. وقتی از آشپزخانه بیرون آمد و صفحه تلویزیون را نگاه کرد برای چند لحظه خشکش زد. از انیمیشن، صحنه‌های مستهجن پخش می‌شد.


علی زارعان، کارشناس ارشد رسانه و مدیر گروه کودک شبکه 5 سیما در گفت‌وگو با مهر با بیان این‌که کودکان 20 برابر بیش از بزرگسالان از تلویزیون اثرپذیری دارند، می‌گوید : وقتی در یک خانواده تماشای برنامه‌های فارسی‌وان جزو فرهنگ عادی خانواده می‌شود باید به این عارضه هم توجه کنیم که بیست برابر مادر، کودکش از آن اثر می‌پذیرد. وی نا‌توانایی تعیین تکلیف والدین برای فرزندانشان را یکی از ضعف‌هایی دانسته که سبب تماشای بی‌برنامه شبکه‌های ماهواره‌ای می‌شود ومی افزاید: در بسیاری از فیلم‌های خارجی دیده‌ایم که پدر و مادر برای تنبیه کودکانشان می‌گویند «حق نداری برنامه مورد علاقه‌ات را ببینی و تا فردا صبح نیز از اتاقت بیرون نیا» این نوع تنبیه در خانواده‌های ایرانی یک نوع شوخی تلقی می‌شود. عدم کنترل فرزندان را نباید با مهربانی یکی دانست و والدین باید بتوانند برای فرزندانشان تعیین تکلیف کنند.


چه باید کرد؟


هرچند تاریخچه منع استفاده از ماهواره به سال ۱۳۷۳ بازمی‌گردد که آیین‌نامه اجرایی آن در فروردین ۷۴ در هیات وزیران به تصویب رسید و طبق ماده ۲ این قانون، وزارت کشور موظف شده است با استفاده از نیروی انتظامی ‌در اسرع وقت نسبت به جمع‌آوری تجهیزات دریافت از ماهواره اقدام کند، اما هنوز اقدام فرهنگی منظمی صورت نگرفته است.


بیژن نوباوه، نماینده مجلس شورای اسلامی، ضعف قوانین موجود و نداشتن ضمانت اجرایی قوی را مهم‌ترین مشکل مقابله با آنتن‌های ماهواره دانسته و تصریح می کند: قوانینی که ما در این زمینه داریم کافی نیست و به نظر می‌رسد فقط به دلیل ضعف قوانین، نیروی انتظامی‌را مجبور کرده‌ایم با این موارد برخورد کند. این کافی نیست؛ بلکه ما نیاز به ارائه پیشنهادهای جدید و قوانین بالادستی در این رابطه داریم.


سیدرمضان شجاعی‌کیاسری بر عکس نوباوه عملکرد نیروی انتظامی‌در برخورد با ماهواره را ضعیف می‌داند و می‌گوید: عدم برخورد‌های بموقع نیروی انتظامی‌هم یکی دیگر از دلایل رشد بی‌رویه خرید آنتن‌های ماهواره‌ای است، که باید هم در شکل ایجابی قانون ماهواره‌ها و هم در روند مبارزه نیروی انتظامی‌ در این زمینه تحول جدی صورت گیرد.از آن سو، سید جواد زمانی برخورد قهری با این انحطاط فرهنگی را به تنهایی کافی نمی‌داند و معتقد است: جمع‌آوری دیش‌های ماهواره‌ای شاید برخلاف قانون نباشد و نیروی انتظامی ‌اجازه انجام این اقدامات را داشته باشد، اما تاثیر فرهنگی را که به دنبال آن هستیم نمی‌توانیم با جمع‌آوری دیش از پشت‌بام خانواده‌ها و برخورد انتظامی ‌به دست آوریم. تنها برخورد‌های قهری برای ترویج ارزش‌های فرهنگی نظام کافی نیست.


مقابله با ماهواره برنامه‌ریزی می‌خواهد، برنامه‌ای که به صورت نرم خانواده‌ها را از تنوع و زرق و برق ماهواره به سوی ارزش‌های فرهنگی اصیل و بومی سوق دهد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1390ساعت 21:41  توسط ایلیا اعتضادی فر   | 
«وأنکحوا الايامي مِنکُم و الصَّالِحينَ مِن عِبَادِکُم»نور(24)/23
ستايش و سپاس خدايي را سزاست که زيباترين جلوه هاي خلقتش را از پس پرده برخلقش آشکارنمود.او که با تحسين و تقدير از دقايق حکمتش ، آدمي را به تفکر و تعمق در نهان خانه ي راز و رمزهاي هستي واداشت،با عشق و محبت بي کرانش ،اهل دل را خاکساردرگاهش ساخت.با نهادن جذب و انجذاب در تکون هستي،موجودات را در کنار يکديگر از کثرات به وحدت رهنمون ساخت.با نهادينه کردن هم گرايي در وجود آدمي،او را از حصار«خود»رهانيد و به توسعه ي شخصيت و به گرايي هدايت کرد.
آن ذات عاشق،با تقديرعشق بين انسانها،عميق ترين پيوندها را برپايه ي محکم ترين ستون بنا ساخت تا آدمي با شکل دهي صحيح به آن،بتواند دريچه اي به سوي سعادت و فلاح خويش بگشايد.به اوگوهري بخشيد که وجودش،يخ نفس را ذوب کند،غرور را بشکند،خودشيفتگي را بزدايد تا آدمي با دوست داشتن«خويشتن»از«خود پرستي»و محدوديت هاي آن به در آيد،برصف خود فائق آمده، ترس،بخل، بي تابي،حسد و تکبر را نابود سازد. هرکه را جامه زعشق چاک شد
او ز حرص و عيب به کلي پاک شد
ازدواج،ظهورکاملي ازپرتو افکني خورشيد عشق است.درپرتو پيوندي آگاهانه و عاشقانه، روح به قوت ،رقت، صفا،توحد، همت،دليري،هم رنگي و آرامش مي رسد ،از«من»به«ما»وبه «او».بدين ترتيب خانواده شکل مي گيرد؛نخستين ملجأ ومأمن قابل اعتماد و پايداربراي پاسخ گويي به نيازهايي چون امنيت،الفت،محبت،همراهي و همدلي ؛مکاني براي تعادل بخشي بين شوق زدگي و دل مردگي،بي تابي و افسردگي؛محمل عفت پروري،خود ورزي،شخصيت سازي و اصالت پردازي؛حلقه اتصال تجارب ارزشمند و پوياي تاريخ يک ملت در گذشته،حال و آينده؛حامل ميراث ارزش هاي فرهنگي،اجتماعي،علمي،ديني و فکري يک مرز و بوم؛کارآمدترين عضو حياتي جامعه؛اولين مکان براي يادگيري هاي درست و پرورش هاي اصيل کودکان به عنوان ثمره ي پيوند.
از آنجا که حرکتي مبتني برفطرت و به سوي کمال مطلق،نيازمند آگاهي،خرد،توانايي و عمل است و نتيجه بهره گيري ازساز وکارهاي درست در اين مسير،تکوين وتثبيت اين حرکت ،مطالب ضروري وکاربردي را با صبغه ي ديني والهي و اصول رواشناسي فراروي خوانندگان جوان قرار دهيم.
اين مطالب دردو بخش اصلي مسايل اساسي قبل و بعد از ازدواج را بررسي نمايد.فصل اول به اهداف و فوايد ازدواج دراسلام اختصاص دارد و به لحاظ مشابهت ها و قرابت هاي اهداف آن با فوايد ازدواج ،تحت يک عنوان گنجانده شده است.مسايل اساسي قبل از ازدواج آمادگي هاي ضروري براي ازدواج،ملاک هاي انتخاب همسر، راههاي شناخت او،خواستگاري و سؤالات مربوط به آن ،دوران نامزدي،مباحث مطرح درفصل بعدي است.موضوعاتي که در ادامه بحث درقسمت پس از ازدواج به آن پرداخته ايم، دربردارنده ي ضرورت شناخت پس ازازدواج،آرامش در زندگي و راههاي وصول به آن،جايگاه امورجنسي در روابط همسران و ارائه ي ملاک هاي تشخيص و ويژگي هاي خانواده متعادل مي باشد.در فصل آخر از اخلاق ارتباطي بر اساس اصول مهم و ارائه ي روش هاي مفيد درجهت ارتقاء مناسبات و معاشرت هاي ا نساني سخن گفته شده است.اميد که اين تحفه ي
ناچيزدرنظرربوبي اش قبول افتد و بتوان راه گشاي جوانان درعرصه ي مهم ترين صحنه ي تصميم گيري شان بوده تا در ساحل امن و آرام با سلامت بياسايند.
والعاقبة للمتقين
اهداف و فوايد ازدواج در اسلام
ازدواج فرايندي است عبارت ازکنش متقابل بين دو فرد،يک مرد و يک زن که با پذيرش شرايط قانوني با مدت زمان طولاني درارتباطات جسماني ،عاطفي،اقتصادي،روحي و اجتماعي با يکديکر شريک شده اند.(1)
ازدواج تعهدي مقدس است که همين تقدس،مهم ترين وجه تمايز آن از سايرروابط بين انسان هاست.از ديگر وجوه امتياز ازدواج نسبت به ديگر روابط انساني،گستردگي تعاملات بين فردي دراين پديده است.نکته ي ديگر،نتايج و آثار مترتب برازدواج است.فوائد و آثار زندگي مشترک از لحاظ فردي،اجتماعي،تربيتي،زيستي و غيره قابل بررسي است.اساسي ترين نتايج و هدف هايي راکه از اين پديده دنبال مي شود،در اين فصل تبيين مي نماييم.
1-1محبت خواهي و آرامش روحي

احساس نياز به محبت،هم راهي و هم دردي از جمله مسايل سرشتي و فطري انسان است.نخستين ملجأ و مرجعي که به طورعميق،ريشه دار،طبيعي و سالم جواب گوي نيازهاي مذکور است،کانون مصفاي خانواده است.ارضاي اين نياز يعني تأمين ويتامين هاي رواني زن و مرد.
خانواده اين نياز را که يکي از اساسي ترين نيازهاي روحي بشر است،به سبک و شکلي منطقي و طبيعي پاسخ مي دهد،نه تصنعي و غيرمنطقي.
آدمي درمراحل مختلف زندگي و درکشاش و بحران هاي آن،نياز به دلداري دارد که به او آرامش و سکون بخشد.آن گاه که خود را در مخمصه هاي عظيم گرفتار مي بيند،اميد وانتظار به ارتباط کلامي با کسي که او را دوست بدارد و يار و غم خواراو باشد،مايه ي تسلي خاطر است.ما درهرسني و در هرمرحله اي از حيات که باشيم،خواستار محبت و الفتيم؛مي خواهيم که ديگران ما را دوست بدارند ودراين دوستي صادق و خالص باشند.
جنبه ي دروني اين آرامش در ايمان تجلي مي يابد و جنبه ي بيروني آن در تشکيل خانواده،امنيت جاني،ناموسي،فکري،بياني و شغلي.پس تشکيل خانواده،پاسخ به يکي از عالي ترين نيازهاي فطري بشريعني آرامش روان و محبت خواهي است.
«ومِن ءَاياتِهِ أن خَََلَقَ لکُم مِن أنفسکم أزواجاً لِتَسکُنُوا الَيهَا وَ جَعََلَ بينکُم مَوَدَّةً و رحمةًً انَّ في ذلِکَ لآياتٍ لِقَومٍ يَتَفَکَّرُون»(2)ازنشانه هاي پروردگارتان اين است که از جنس خودتان،همسراني آفريد تا درکنار آنان بياساييد و بين زن و مرد،دوستي برقرار نمود.دراين برنامه،نشانه هايي براي انديشمندان است.
به همين جهت قرآن کريم،رابطه ي بين زن و شوهر را با کلمه ي «مودت»و «رحمت»تعبيرمي کند و از يک راز بزرگ که عبارت است از جنبه انساني زندگي زناشويي،پرده برمي دارد و به ما مي فهماند که هدف زناشويي «اطفاء شهوت»نيست،بلکه اين پيمان ميان زن و شوهر،صلح و يگانگي به وجود مي آورد.
ازدواج پيمان دوستي خالص است،پيماني که به تعبير مسيحيت اتحاد مثلثي از قلب ها،گوشت ها و روح هاست.چنين محبت و دوستي به تعبير قرآن ،از آيات خدا براي انديشيدن است.
درسايه ي اين دوستي،زن وشوهر همچون لباس و پوشش همديگر مي شوند.«هُنَّ لباسٌ لَکُم و اَنتم لباسٌ لَهُنَّ»(3)
1-2پاسخ به دعوت سنت رسول اکرم (ص)

عن النبيِّ (ص)قالَ:يُفتَحُ أبوابُ السَّماءِ في اَربعةِ مَواضِعَ:عندَ نزولِ المطَر و عِندَ نظر الوَلَدِ في وجهِ الوالدين و عِندَ فتح بابِ الکعبةِ و عندَ النِّکاح(4)
از پيامبر خدا (ص)است که فرمود:«درچهار موقع عنايت و رحمت حق متوجه انسان مي شود:به وقت باريدن باران،به هنگام نظر کردن فرزند به صورت پدر و مادر از باب مهر و محبت،در آن زمان که درِ خانه کعبه باز مي شود و در آن وقت که عقد و پيمان ازدواج بسته شده و دو نفر با يکديگر جهت زندگي جديد، وارد عرصه ي نکاح مي شوند.»
درچهارموقع عنايت و رحمت حق متوجه انسان مي شود
*به وقت باريدن باران
*به هنگام نظر کردن فرزند به صورت پدر از روي محبت.
*در آن زمان که در خانه کعبه باز مي شود.
*آن وقت که عقد و پيمان ازدواج بسته شده باشد.
قال رسول اللّهِ(ص):النِّکاحُ سنّتي فمن رَغِبَ عن سنّتي فليس منّي(5)
رسول خدا «صلي اللّه عليه و آله و سلم»فرمود:«ازدواج روش من است.هر کس از راه و روش روي بگرداند، ازمن نيست.»
عثمان بن مظعون که به گمان وصول به تقدس و مقام قرب الهي دست از آميزش با همسر کشيده بود،مورد طعنه ي رسول خدا(ص)قرارگرفت؛پيامبر به او فرمود:از سنت من اعراض نکن؛چه هرکس که از روش من روي برگرداند،روز قيامت فرشتگان الهي،سرِ راه را بر او بگيرند و صورتش را از حوض کوثر برگردانند.(6)
پذيرش و انجام امرمقدس ازدواج،پاسخي به نداي مذهب و سنت پيامبر عظيم الشأن و سرور کائنات و قافله سالار انبياء الهي است.
ازدواج ،عبادت را ارزش و ارتقاء مي بخشد.ازنظر اسلام،عبادت فرد متأهل با مجرد يکسان نيست.رسول اکرم (ص)مي فرمايند:دو رکعت نماز فرد متأهل با ارزشتر از هفتاد رکعت نماز فرد مجرد است وچون جواني درآغاز جواني اش همسرگزيند،شيطان فرياد برآورد که واي!او دين خود را از دست من ايمن ساخت !(7)
درجاي ديگر رسول اکرم (ص)به کسب نيمي از دين با پذيرش ازدواج تأکيد نموده و مي فرمايند:«هرکس ازدواج کند،نيمي ازدينش را باز يافته و بايد نسبت به دين ديگر تقواي الهي پيشه کند.»(8)
1-3پاسخ به غريزه جنسي

ازدواج پاسخ به نيازروحي انسان ها در خصوص جفت خواهي وغريزه ي جنسي است.نيازانسانها به داشتن زوج وامورغريزي به حدي است که انسان هاي متعادل راهي جزتشکيل زندگي زناشويي نمي بينند .
ازدواج خوراک وپوشاک است.قرآن تعبير به لباس را حکيمانه مطرح مي نمايد:«هنَّ لباسٌ و انتم لباسٌ لهنّ»عناصرموجودات در نظام هستي هرکدام نيازمند تغذيه هستند.حيات کودکان،به سرور و بازي است.حيات و خوراک روح،به ايمان و عشق و پرستش الهي است.حيات و خوراک مغز و ذهن آدمي به مطالعه و تعقل و مشاهده و ...است.حيات و خوراک زمين،به باريدن است.حيات و خوراک اجتماع،به حکومت و نظم است.حيات و خوراک هنر،به زيبايي و تناسب است.و حيات و خوراک تمايلات جنسي،به ازدواج است و بس.(9)
حيات و خوراک زمين:باران
حيات و خوراک اجتماع:حکومت و نظم
حيات و خوراک هنر:زيبايي و تناسب
حيات و خوراک تمايلات جنسي:ازدواج
1-4تکامل رواني انسان

ميل به ازدواج درميان همه ي انسان ها،حاکي ازاين است که انسان تا زماني که تنها و بدون همسراست،کامل نيست.
زندگي درسايه ي زناشويي به واسطه ي چالش ها،مشکلات،مراودات،ارتباطا ت خانوادگي و اجتماعي،تلاش،تفکر و توکل براي حل آن ها ،سبب تقويت جنبه هاي مختلف روح آدمي مي شود.
وارد شدن به دنياي تأهل،پدرشدن،مادرشدن و همسرشدن،خصوصيات و انتظارات فردي و اجتماعي خاصي را براي انسان مسؤول و متعهد،متبلور مي سازد و حسن انجام مسؤليت هاي خطيرخانوادگي يعني فربه شدن روح و حرکت به سمت تعادل و تکامل.
آدمي پيوسته در مرز بودن و شدن و درحال نوسان است، ولي جاذبه هاي سنگين ماندن و بودن،بسي نيرومند ترازکشش به سوي والايي و به گرايي است.منظوراز شدن در اينجا تحول و شکفتگي است که قرآن با عبارت منطقي ،به آن اشاره فرموده است:
«و لِلّهِ ملکُ السَّمواتِ و الارض و الي اللّه المصير»(10)و براي خداست آسمان ها و زمين و به سوي او (همه چيز)در حال شدن(صيرورت)مي باشد.
درکتاب قاموس قرآن«صير»به مفهوم انتقال،تحول و رسيدن آمده است.(11)و اضافه مي کند که بايد دانست صيرورت،رجوع وانتقال به طورتحول است،مثل صيرورت نطفه به حالت جنيني.برخي ازروانشناسان مکتب کمال نيزبراين
عقيده اند که چنين اشخاصي (والا گرا)به جاي آنکه بگذارند خوش بختي به سراغشان بيايد،فعالانه در تعقيب آنند،ليکن آن را هدف نهايي خود قرار نمي دهند.(12)
استعدادها براي بروز و تکامل خود،نياز به محيط امن و آرام دارند.چه بسيار استعدادهاي انسان که هرگزخود را نشان نداده يا توسط عوامل بيروني يا دروني سرکوب شده و مجال رشد نيافته اند.با ازدواج و مهارنيروي قو ي غريزه ي جنسي ،روح پرتلاطم و طوفان زده ي جوان،زمينه ي بهتري براي درک حقايق زندگي مي يابد و استعدادهاي او را به حرکت وا مي دارد.
رشد و تکامل درپرتو ازدواج نه تنها موجب سعادت فردي است،بلکه عاملي براي سعادت جامعه مي باشد.وصول به رفاه اجتماعي و رشد مدنيت،بدون ازدواج ميسرنيست.تأمين آرامش رواني و امنيت اجتماع،رشد اقتصادي و پايين آمدن سطح بيکاري و بزه نمونه هايي از تکامل اجتماعي بشراست.(13)به قول ولتر«هر قدرعده متأهلين در جامعه افزايش يابد جنايت کمتر خواهد شد»(14)
1-5سلامتي جسم و جان

سرپيچي ازازدواج براي انسان ها ارزان تمام نخواهد شد.امروزه متخصصين علم پزشکي و روانشناسي از بيماري هاي جسمي و روحي که ناشي از ترک ازدواج است، صحبت مي کنند.
انرژي بي انتهاي رواني انسان ،درصورتي مفيد و هدايت گرخواهد بود که به هماهنگ و متعادل بين اجزا و عناصرمتعدد شخصيت تقسيم شود.با توجه به
اهميت روح به عنوان سرورجسم و راکب تن آدمي و نظربه اين واقعيت که بيش از 90%بيماري ها حتي جسمي منشأ رواني دارد،اختلال در روان ،اختلالات جسمي را درپي خواهد داشت.به تجربه مشاهده شده افرادي که ازدواج نکرده اند،غالباً دردو دسته متضاد و متفاوت خواهند بود.يک گروه کساني که انرژي رواني آنها يعني آن بخش از انرژي روان که ذخيره شده و به مصرف نرسيده،به سمت صرف وقت زياد براي ديگران جهت گيري مي شود؛مهرباني ،رسيدگي به خود و ...اين گروه تعداد بسيار اندکي از مجردين سنين بالا را تشکيل مي دهند.اما با کمال تأسف خيل عظيمي از مجردين مسن را کساني تشکيل داده اند که بعضاًخصوصيات زيراز آنها قابل مشاهده و حتي تحقيق علمي است:
کينه توزي،تندخويي،عدم مدارا با مردم،ضعف در ارتباطات اجتماعي،حسادت،تنبلي،ضعف درمسئوليت پذيري،انزوا،چاقي مفرط يا لاغري مفرط،ترديد دائم درمورد وفاداري مردان يا زنان،عقايد تعصب آميز،زود رنجي ،ناتواني ازاحساس آرامش،عواطف محدود،چشم چراني ،طبيعت سرد و بي هيجان،ضعف درابرازاحساسات،کمبود احساسات لطيف و ملايم،حالت عقده اي داشتن و...
برخي ازموارد ذکر شده ازعلائم و نشانه هاي اختلالات شخصيتي مي باشد.کلام پيامبرحق و رحمت(ص)چه حکمت ها دارد که فرموده اند :«شرارُ اُمَّتي عذابُها»(15)جوانان بي همسر بدترين افراد امت من هستند.
مردي به نام عکاف زن نمي گرفت.روزي به محضر رسول اکرم(ص)شرفياب شد.حضرت پس از اين که از تمکن مالي و سلامت جسمي او پرسش هايي کرد و او
جواب داد،درکمال صراحت فرمود:«تزوّج و الّا فأنت من المذنبين»(16)ازدواج کن و گرنه از گناهکاران به حساب مي آيي.
ازدواج مي تواند عاملي براي پرهيز ازخطر و سببي براي حفظ سلامت تن و روان باشد.خودداري از ازدواج عوارضي پديد مي آورد که حاصل آن،خروج از حد تعادل است .
روان کاوان يکي از علل مهم جنايات درافراد را محروميت از اعمال جنسي مي دانند.چنان که ويل دورانت در کتاب لذات فلسفه مي نويسد:«اگرراهي پيدا شود که ازدواج درسال هاي طبيعي انجام گيرد،فحشا و امراض خطرناک و تنهايي بي ثمرو انحرافات که زندگي معاصررا لکه دار کرده است،تا نصف تقليل خواهد يافت.»ازدواج سبب حفظ عفت و دوري از آلودگي هاي متعدد مي شود و اين خود سبب کناره گيري فرد از عوارض ناامن کننده ي روان و برهم زننده ي سلامت جسم است .
با حفظ عفت،آدمي براي ارضاي غريزه ناچار نمي شود عزت نفس،شخصيت و مناعت خود را دست خوش ذلت کند و با نگاه هاي آلوده و خيانت ها که همراه با دلهره ها و ترس ها مي باشد،امنيت خود رابه خطراندازد.رسول خدا(ص)به زيد بن حارثه فرمود:«تَزَوَّج تستعفَّ مع عِفَّتِکَ»(17)ازدواج کن تا با پاکدامني زندگي کني.
در سخن ديگري فرمود:مردان را زن دهيد تا اخلاقشان را نيکو و ارزاقشان را وسيع و جوان مردي شان را زياد فرمايد.(18)بدون شک هنگامي که تن به ازدواج دهد از چشم چراني و بوالهوسي نجات مي يابد ودرباره ي زنان ديگر همان گونه رفتار
خواهد کردکه انتظار دارد با همسراو رفتار نمايند.براين اساس به صورت خواسته يا ناخواسته،خود را ملزم به حفظ عفت و رعايت جوانمردي مي کند.
1-6توليد نسل

حضرت رسول(ص)فرمودند:اگر فرزند سقط شود،والدين را بهشت مي برد.(19)انسان به دليل حب ذات،فطرتاً ميل دارد مانند خود را توليد کندو داشتن فرزندهم باعث ادامه ي نسل او خواهد شد .انسان سالم علي رغم تحمل سختي و رنج،مبادرت به امر ازدواج و بچه دار شدن مي نمايد و نيک مي داند رشد و تکامل شخصيت واقعي،مديون تلاش ها و مجاهدت هاي مستمراو در صحنه ي زندگي خواهد بود.اين خواست فطري انسان موجب حفظ و بقاي جامعه ي انساني به صورت پاک و سالم مي شود،چرا که با ارضاي غريزه ي جنسي به صورت غيرمشروع نيزتکثيرنسل ممکن است ولي دراسلام توصيه به برجاي گذاردن نسلي پاک و طاهر شده است تا پرورش چنين نسلي برعهده ي پدرو مادرمعين بوده و اصل و نسب انسان ها مشخص باشد.
حضرت يعقوب (ع)به فرزندش دستورداد:زن بگيربدان اميد که خداوند از او نسلي پديد آورد که زمين را با تسبيح خدا گران بار کند.(20)
1-7هدف گزيني در زندگي

مي توانيم نقش هدف را در زندگاني بشر،به مانند قطب نما براي کشتي هاي اقيانوس پيما درنظرآوريم.همان گونه که در دل آب هاي بي کران،وجود قطب نما جهت و مقصد را به ناخداي کشتي نشان مي دهد،هدف هاي زندگي هم موجب
جهت گيري صحيح انسان ها شده و آنان را از سرگرداني و پوچي باز مي دارد.به ويژه درزندگي مشترک که هريک از زوجين به اميد يکديگر اين مرحله را آغازمي کنند،نقش هدف ها در زندگي،تعيين کننده و زيربنايي است.هدف در زندگي مشترک علاوه برجنبه ي انگيزشي آن،عاملي باز دارنده از روزمرگي،درون تهي شدن و پوچي است.(21)
1-8تربيت خويشتن

ازدواج اولين قدمي است که انسان ازخود پرستي و خود دوستي به سوي غير دوستي برمي دارد.قبل از ازدواج،فقط يک «من»وجود داشت و همه چيز براي «من»بود.اولين مرحله اي که اين حصار شکسته مي شود، يعني يک موجود ديگري هم در کنار اين «من»قرارمي گيرد و براي او معني پيدا مي کند،زحمت مي کشد،خدمت مي کند،درازدواج است.بعد که داراي فرزندان مي شود،ديگر«او»تبديل به «آن ها»مي شود.
تجربه هاي قطعي نشان داده است افراد پاک مجردي که به بهانه اصلاح نفس به ازدواج تن نداده اند،اولاً اغلب درآخرعمر پشيمان شده اند و ديگران را توصيه به ازدواج نموده اند و ثانياً علي رغم تحصيلات عالي درفقه و اصول يا حکمت و فلسفه و رسيدن به مقامات عرفاني،درسنين بالا هنوز حالت خامي و بچگي را از دست نداده و به تکامل و تعادل روحي و شخصيتي نرسيده بودند.
استاد شهيد مطهري صراحتاً مي گويد:پيامبراني که ازدواج نکرده اند،تفاوت هاي چشم گيري با پيامبراني که ازدواج کرده اند،دارند.(ايشان پيامبران مزدوج را کامل تر
مي دانند.)تشکيل خانواده يک عامل اخلاقي است و اين يکي از علل تقدس ازدواج دراسلام است که جانشين نمي پذيرد.(22) از قضا افتاد معشوقي درآب
عاشقش خود را درافکند از شتاب
چون رسيدند آن دو تن با يکدگر
آن يکي پرسيد از اين :کي بي خبر
گفت :من خود را در آب انداختم
زانکه خود را از تو مي نشناختم
روزگاري شد که باشد بي شکي
هم تو من،هم من تو،وان هر دو يکي
تا دويي برجاست در شرکت بتافت
چون دويي برخاست،توحيدت بتافت
تو در او گم گرد ،توحيد اين بود
گم شدن،گم کن که تفريد اين بود
«عطار»

1-9عشق خواهي

«من أحبَّ أن يَلقِيَ اللّهَ طاهراً مطهَّراً فليَلقَهُ بزوجةٍ»هرکس دوست دارد پاک مطهر به خدا برسد،همسراختيار کند.(23)
عشق يکي ازپاسخ هاي رضايت بخش و عاقلانه به معماي پيچيده ي جان بشر است و با ازدواج حرکتي منطقي و سالم پيدا مي کند.
انسان موجودي عشق آشنا و تنهايي گريز،براي گريز از اين مشکل راههايي را برمي گزيند.راه طبيعي براي روبرو شدن و کنار آمدن با تنهايي ،عشق و پرستش ذات اقدس الهي است و ازدواج يکي از راه هايي است که در مسير عبوديت و تکميل دين و معنويت و اقناع انگيزه ي عشق طلبي فطري بشر ،قرار دارد.راه هاي غيرطبيعي به سمت عشق هاي ناسالم و اخلاق کش و عفت سوز سو پيدا مي کنند.که هرچند ممکن است براي دوران جواني لذت و آسايش کاذب را همراه آورد ولي در دوران ميان سالي و بزرگ سالي فوق العاده از لحاظ روحي و رواني به انسان آسيب مي رساند.پايه و اساس معنويت عشق به خداست ،همان گونه که پايه و اساس زندگي زناشويي عشق است.عشق توأم با تعقل و تعقل توأم با عمل صالح،مثلث هدايت و رضايت زناشويي را تشکيل مي دهد.عشق و دوستي ،ريسمان محکمي است که قلوب را به هم پيوند مي زند.عشق سالم توأم با تمايلات جنسي مشروط ،عامل استحکام پيوند زناشويي است.زيرا عشق باعث جذب زن و شوهر به يکديگر شده و استمرار و پيوند و هماهنگي و همکاري بين آنان را تا حدود زيادي رقم
مي زند.مسايل جنسي نيزسبب تداوم حيات خانوادگي شده و وجودش براي زندگي لازم است.درازدواج هرچند تمايلات جنسي در مرتبه اول قرار نمي گيرد ليکن خلأ آن ،مشکلات زناشويي را دامن مي زند.زندگي سالم زناشويي که با ازدواج شروع مي شود،عامل رشد عواطف سالم و لطيف آدمي است .اين عواطف زماني هماهنگ و سالم توسعه مي يابند که احساسات و امور جنسي تماماًازطرف دختر و پسربکر،سالم و عفيف مانده باشد.
هدايت و رضايت زناشويي=عمل صالح+تعقل+عشق بحري است،بحر عشق که هيچش کناره نيست
آن جا جز آن که جان بسپارند،چاره نيست
هر گه دل به عشق دهي ،خوش دمي بود
در کار خيرحاجت هيچ استخاره نيست
فرصت شمرطريقه ي رندي که اين نشان
چون راه گنج برهمه کس آشکاره نيست
اورا به چشم پاک توان ديدچون هلال
هر ديده جاي جلوه ي آن ماه پاره نيست
از چم خود مپرس که ما را مي کشد
جانا گناه طالع و جرم ستاره نيست
نگرفت درتو گريه ي حافظ به هيچ روي
حيران آن دلم که کم سنگ خاره نيست
پي نوشت:

1-منيژه کرباسي،مسائل نوجوان و جوان،ص106.
2-روم (30)/21.
3-بقره (2)/187.
4-بحارالانوار ،ج100،ص221.
5-همان ،ص220.
6-دعائم الاسلام ،ج2،ص190.
7-نهج الفصاحه ،ص485.
8-بحارالانوار،ج100،ص219.
9-محمد احسان تقي زاده ،عشق سالم و ناسالم ،ص35.
10-نور (24)/42.
11-قاموس قرآن،ج4،ص168.
12-دو آن شولتس ،روان شناسي کمال ،ترجمه ي خوشدل،ص208.
13-منيژه کرباسي ،مسائل نوجوان وجوان ،ص107.
14-قربان علي ميرزايي،ضرورت ازدواج،ص65.
15-مستدرک الوسائل ،ج 14،ص155.
16-همان.
17-شيخ صدوق،الخصال،ج 1،ص316.
18-بحارالانوار،ج100،ص223.
19-کافي،ج 5،ص334.
20-همان،ص333.
21-محمد رضا شرفي،خانواده ي متعادل،ص27.
22-مرتضي مطهري،تعليم و تربيت در اسلام،ص397.
23-بحارالانوار،جلد3،ص221؛وسايل الشيعه،ج20،ص18.

منبع:کتاب وصال مهر ورزان
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1390ساعت 21:39  توسط ایلیا اعتضادی فر   | 
عوارض خطرناک مصرف داروها و مکملهای رژیمی ماهواره ها
وی افزود: اشخاصی که صلاحیت علمی ندارند و فاقد تاییدیه و مستندی در این خصوص از سایر کشورها هستند با بکارگیری شیوه های جذاب تبلیغاتی نسبت به ترویج و فروش اینگونه داروها و مکملهای رژیمی غذایی با مبالغ بسیار بالا به کشورمان اقدام می کنند.
دادنا: داروها و مکملهای رژیمی غذایی که از طریق ماهواره و اینترنت توسط رسانه های غربی تبلیغ می شود مورد تایید وزارت بهداشت نیست و عوارض خطرناک و جبران ناپذیری در سیستم بدن ایجاد می کند.
به گزارش مهر، دکتر حسین برزگر مدیر نظارت بر دارو و مخدر معاونت غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی اهواز با عنوان این مطلب گفت: اخیرا در شبکه های ماهواره ای و اینترنتی، تبلیغات دارویی و مکملهای رژیمی غذایی زیادی در کشورهای اروپایی و امریکایی صورت گرفته که اینگونه داروها حتی در آن کشورها هیچگونه مجوزی از مراجع ذیصلاح ندارند.

وی افزود: اشخاصی که صلاحیت علمی ندارند و فاقد تاییدیه و مستندی در این خصوص از سایر کشورها هستند با بکارگیری شیوه های جذاب تبلیغاتی نسبت به ترویج و فروش اینگونه داروها و مکملهای رژیمی غذایی با مبالغ بسیار بالا به کشورمان اقدام می کنند.

برزگر با اشاره به اینکه این داروها و مکملهای رژیمی غذایی اغلب دست ساز هستند تاکید کرد: اینگونه محصولات دارویی و غذایی برای ورود به گمرگ کشور و ترخیص نیاز به تایید و مجوز مدیریت نظارت بر دارو را دارد و به دلیل نداشتن مجوز وزارت بهداشت به هیچ عنوان از نظر بهداشتی تایید نمی شوند و اجازه ترخیص نمی گیرند و باعث ضرر مالی سنگینی برای سفارش دهنده خواهد شد.

مدیر نظارت بر دارو و مخدر معاونت غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی اهواز به هموطنان توصیه کرد: از خرید و سفارش داروهای ماهواره ای و اینترنتی جدا خودداری کنند زیرا سلامتی مصرف کنندگان را به خطر می اندازد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1390ساعت 21:36  توسط ایلیا اعتضادی فر   | 
هر روز برتعداد کانال های ماهواره ای فارسی زبان افزوده می شود و متاسفانه هیچکدام از این کانال ها از پشتوانه علمی و یا کادر متخصص متعهد برخوردار نیست .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، این کانال ها با دریافت پول حاضرند مدت زمان معینی از وقت شبکه خود را در اختیار هر کس برای تبلیغ هر جنس و یا کالایی قرار دهند. تبلیغ قرض ، کرم و داروهای لاغری یکی از کالاهایی است که در این شبکه ها رواج یافته است و حتی در داخل ایران مراکزی برای فروش این داروها معرفی می گردد و متاسفانه وزارت بهداشت ایران هیچگونه مداخله و یا اطلاع رسانی منطقی و شفاف در این رابطه انجام نمی دهد .

لازم به ذکر است در حال حاضر هنوز هیچ داروی موثری در زمینه کاهش وزن، به بازار نیامده است که فرد بتواند، بدون رعایت رژیم غذایی و صرفا از طریق خوردن قرص و بدون عوارض جانبی کاهش وزن پیدا کند،

داروهای موجود در بازار که در داروخانه‌ها، سوپرمارکت‌ها و غیره عرضه و توسط کانال های ماهواره‌ ای فارسی زبان تبلیغ می‌شود، به دلیل نداشتن مبنای علمی، تاثیری بر روی کاهش وزن افراد بر جای نمی‌گذارد. و فقط اهداف تجاری فروشنده دارو و کانال ماهواره ای را تامین خواهد کرد

در حال حاضر با توجه به اطلاعات موجود از معتبرترین مراکز تحقیقاتی جهان بهترین روش لاغری و کاهش وزن را ، کم خوردن و تحرک مناسبمی دانیم. مهم ترین روش کاهش وزن بدون عوارض جانبی، کاستن از کالری مصرفی به طور روزانه است.

متاسفانه اکثر مصرف کنندگان قرص‌های لاغری موجود در بازار زنانی هستند که روزانه بوسیله این کانال های ماهوراره ای تحت تاثیر قرار می گیرند، و هیچکس نسبت به عوارض این داروها به ایشان اطلاع رسانی نمی کند

عوارض این قرص‌ها می تواند بسیار آزار دهنده و برهم زننده زندگی عادی و سلامت فرد باشد که موارد شایع آن که از طرف متخصصین به ما گزارش شده شامل موارد زیر است :

اختلالات قاعدگی ( از تغییرات مدت سیکل تا قطع قاعدگی برای چند ماه ،اختلال تخمک گذاری ، تغییرات هورمونی (شامل هورمون های زنانگی و تیرویید) ، هیرسوتیسم (پرمویی) ، اضطراب ، عصبانیت و پرخاشگری از شایع ترین عوارض قرص های لاغری به شمار می‌رود.

متاسفانه بسیاری از بیماریهای غیرواگیر نظیر افزایش چربیهای خون، پرفشاری و سکته قلبی از عوارض چاقی است و با مصرف این قرض ها احتمال این بیماریها نه تنها کاهش نمی یابد بلکه به شدت افزایش می یابد .

وزارت بهداشت ایران باید در رابطه با این مشکل فعالانه تر و مسئولانه تر برخورد کند و نقش خود را به عنوان متولی بهداشت مردم ایران ایفا کند زیرا که با آموزش تغذیه صحیح و افزایش آگاهی مردم و اصلاح رفتارهای تغذیه‌ای به راحتی می توان چاقی را در سطح جامعه کاهش داد .
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1390ساعت 21:35  توسط ایلیا اعتضادی فر   | 
حجت الاسلام عبدالجواد عبداللهی صبح امروز در پنجمین کمیته هماهنگی مبارزه با مفاسد اجتماعی استان اصفهان اظهار داشت: باید اطلاعات لازم از عوارض استفاده از ماهواره را به مردم متذکر شویم و با هماهنگی مراجع قضایی پس از اطلاع رسانی های لازم اقدام به جمع آوری ماهواره از سطح شهر کنیم.
در بخش دیگری از این جلسه، معاون امر به معروف بسیج خاطرنشان کرد: در حال حاضر بیش از دو هزار شبکه تلویزیونی از طریق ماهواره ایران را پوشش می دهند که از این تعداد 32 شبکه به بررسی و تحلیل مسائل سیاسی، تجزیه طلبی و مسائل قومی ایران، 252 شبکه مربوط به کودکان، بیش از 300 شبکه مربوط به مسائل جنسی، 74 شبکه مربوط به مدل لباس و 273 شبکه مربوط به مسائل اعتقادی است.
سرهنگ مرتضی خدمت کن افزود: با اطلاع رسانی لازم در این خصوص می توان از رویکرد منفی برخی از مردم به سمت این وسیله جلوگیری کرد.
در این جلسه همچنین سید حمید رضا طباطبائی، دادستان استان اصفهان، بیان داشت: در حال حاضر دشمن تهاجم فرهنگی را در صدر برنامه های خود قرار داده است که یکی از جدی ترین وسایلی که دشمن از طریق آن به عنوان وسایل ارتباط جمعی استفاده می کند ماهواره است که باید با قاطعیت در برابر آن ایستادگی کرد.
میرعباس صوفی وند، رئیس پلیس اطلاعات و امنیت عمومی استان اصفهان نیز عنوان کرد: نیروی انتظامی در حال حاضر با جدیت تمام در مرحله اول به مقابله و برخورد با توزیع کنندگان دستگاه های ماهواره می پردازد که از آغاز سال تاکنون بیش از 10 هزار و 700 مورد دستگاه ماهواره به همراه تجهیزات کشف و جمع آوری شده است.
در این جلسه همچنین درباره برخورد با زنان دوچرخه سوار، سگ گردانی در سطح شهر و برخورد با مراکز فروش سگ در استان به بحث و تبادل نظر پرداختند. در این نشست مقرر شد شعبه ویژه حمایت از آمرین به معروف در هر شعبه قضایی اختصاص یابد تا حمایت ای لازم در سریعترین فرصت از آمرین به معروف و نهی از منکر به عمل آید.


+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1390ساعت 21:35  توسط ایلیا اعتضادی فر   | 
با قوت گرفتن مضاميني نظير قدرت نرم و لزوم بکارگيري آن در اواخر دوران بوش ، نهايتاً با روي کار آمدن اوباما اين مفهوم بيش از پيش در دستور کار سياست خارجي امريکا قرار گرفت. هرچند اين مفهوم در استراتژي قدرت هوشمند تعديل شد اما از جايگاه ويژه اي در آغاز دوران اوباما برخوردار بود. بطوريکه سفرهاي اوباما به ترکيه و مصر و پيام ها و آنچه که بعنوان رياست جمهوري خطابتي (Rhetorical Presidency) مطرح است ، حکايت از غالب بودن وجه نرم در استراتژي قدرت هوشمند اوباما در ابتداي دوران رياست جمهوري وي داشته است. اما به نظر مي رسد هرچه به پايان دوران اوباما نزديک تر مي شويم اين بخش از قدرت هوشمند کمرنگ تر جلوه نموده است ، که در ادامه به بررسي اين مسئله در حوزه هاي ساختاري و رفتاري پرداخته مي شود.

1-کاهش بودجه وزارت امور خارجه امريکا:
در اوايل سال 2011 ، پس از توافق اوباما و نمايندگان کنگره امريکا در خصوص کاهش بودجه بعضي از ارگانها براي جبران کسري بودجه ، کنگره 12 درصد بودجه وزارت خارجه و عمليات خارجي را که حدود 8 ميليارد و 500 ميليون دلار بود کاهش داد.
جوزف ناي در اين زمينه در مقاله اي که در نشريه فارين پاليسي به چاپ رسيد ضمن انتقاد از اين اقدام ، تأکيد مي کند که اين مسئله توانايي و نفوذ امريکا را کاهش مي دهد. در مقابل کن آدلمن در
مقاله اي که در همان نشريه به چاپ رسيد مي نويسد "کاهش بودجه وزارت امور خارجه هيچ تأثير منفي بر سياست خارجي امريکا ندارد، چرا که مهمترين سازمان قدرت نرم امريکا يا همان وزارت امور خارجه ضعيف تر و نرم تر از آن است که بتواند موثر واقع شود." وي به نقل از روزنامه واشنگتن پست عنوان مي کند که وزارت امور خارجه در اختصاص منابع مالي براي اجراي
برنامه هايي تحت عنوان آزادي ناتوان بوده و يا تمايلي براي انجام کار ندارد. کنگره در سال مالي 2010 بودجه اي 30 ميليون دلاري به آزادي اينترنت اختصاص و آن را در اختيار وزارت امور خارجه امريکا قرار داد. اما اين سرمايه در اين مدت براي اين منظور مصرف نشده است. آدلمن از سوي ديگر نيز اشاره مي کند که وقتي مشخص مي شود اسامه بن لادن از دانشجويان تبادلي در دانشگاه کلورادو بوده است ، بطور کلي به اين دست برنامه ها جو بدبيني بوجود مي آيد.در مجموع ، عدم اعتماد به قدرت نرم اوباما از جمله مهمترين مواردي است که منجر به کاهش بودجه وزارت امور خارجه امريکا شد.

2-استعفاي معاون ديپلماسي عمومي وزارت امور خارجه امريکا:
چند ماهي است که از اعلام استعفاي خانم جوديت مک هيل معاون وزير امور خارجه در ديپلماسي عمومي مي گذرد و هنوز سردرگمي در انتخاب جايگزين وي مشهود است
اوباما بدليل عدم موفقيت روساي ديپلماسي عمومي دوره بوش در بهبود وجهه امريکا در بين مسلمانان و جهان اسلام ، تصميم به انتصاب خانم مک هيل در اين سمت در سال 2009 نمود. اما به نظر
مي رسد که با گذشت دو سال ، وي نيز نتوانسته تغييري در وجهه امريکا در جهان اسلام را بوجود آورد . و همانطور که روزنامه واشنگتن پست گزارش داده بود قرار بر اين بود که وي در ماه ژوئن سمت خود را رها کرده و به بخش خصوصي در نيويورک باز گردد.
باراک اوباما از قصد خود براي معرفي تارا ساننشاين به عنوان معاون جديد ديپلماسي عمومي وزارت امور خارجه امريکا صحبت کرده است. ساننشاين در حال حاضر معاون اجرايي رئيس جمهور در بنياد صلح امريکا -USIP- مي باشد. جيم گلاسمن معاون سابق ديپلماسي عمومي وزارت خارجه امريکا در دوران بوش مي گويد در صورتي که ساننشاين مورد تأييد قرار بگيرد تغيير و جابجايي در اهداف ديپلماسي عمومي را از اهداف بلند مدت به سوي اهداف ميان مدت و کوتاه مدت امنيت ملي را شاهد خواهيم بود.
در مجموع به نظر مي رسد عملکرد مک هيل نتوانسته است رضايت مسئولين ذيربط را فراهم آورد و لزوم خط مشي ديگري در اين راستا متصور مي باشد.

3-تعطيلي کميسيون مشورتي ديپلماسي عمومي امريکا:
از سوي ديگر کنگره چندي پيش لزوم تداوم فعاليت کميسيون مشورتي ديپلماسي عمومي آمريکا ( يعني تنها نهاد دولتي که مسئول نظارت بر آن دسته از فعاليتهاي دولت که درصدد فهم ، اطلاع رساني و تاثيرگذاري بر افکار عمومي خارجي بوده است ) را منتفي دانسته و در نتيجه، اين کميسيون فعاليت خود را در تاريخ 16 دسامبر 2011 متوقف کرد و دفتر اين کميسيون واقع در ساختمان وزارت خارجه در واشنگتن دي.سي. بسته شد. ايميل اين کميسيون و همچنين حسابهاي اين کميسيون در توئيتر و فيس بوک از ادامه فعاليت باز ماندند.
ظاهرا کنگره به دليل مشکلات بودجه اي، مانع از ادامه فعاليت اين کميسيون شده است. اما ناي در انتقاد از اين قبيل اقدامات معتقد است کنگره به جاي اينکه کسري بودجه را از هزينه هاي سرسام آور نظامي و يا تغيير در نرخ ماليات ها جبران کند ، اقداماتي را در پيش گرفته است که هيچ تأثيري بر کسري هزاران ميليارد دلاري بودجه ندارد. در هرصورت کنگره چه بدليل عدم اعتقاد اکثريت جمهوريخواه در اين نهاد، به قدرت نرم ؛ و چه بدليل کسري بودجه ،اقدام به تعطيلي اين کميسيون نموده که اين مسئله با توجه به نقش نظارتي اين نهاد مي تواند بر کيفيت اقدامات دولت تأثير گذار باشد.

4-حمايت از اقتدارگرايي در خاورميانه:
گذشته از موضوعات ساختاري ، در حوزه هاي رفتاري نيز مولفه هايي از به حاشيه رفتن مضامين قدرت نرم در خط مشي اوباما ديده مي شود. تحولات خاورميانه سياست امنيتي امريکا را در اين منطقه با چالش مواجه نموده است. از اين جهت اين کشور براي تداوم امنيت بويژه در حوزه انرژي سعي داشته است که کمتر به مباحث قدرت نرم بپردازد. روي کار آمدن دولت مردمي در بحرين و يا عربستان و ... بي شک امنيت امريکا را در خليج فارس به مخاطره مي اندازد.از سوي ديگر ديپلماسي مخلوط (Mixed Diplomacy) نيز خود حاکي از کمرنگ شدن وجه نرم ديپلماسي اوباماست.
در مجموع در حوزه هاي ساختاري و نهادي و همچنين در حوزه رفتاري وجه نرم قدرت هوشمند اوباما کمرنگ تر شده است. طبعاً از جمله پيامدهاي اين مسئله پر رنگ تر شدن وجه سخت قدرت هوشمند اوباما بوده است. دخالتهاي امريکا در ليبي ، تلاش در تداوم سلطه در مصر و تونس ، حضور مستقيم و غير مستقيم در تحولات سوريه ، بحرين وارائه استراتژي جديد نظامي و... مواردي است که حاکي از غلبه قدرت سخت يعني استفاده از اجبار و تهديد در سياست خارجي اوباما ، بوده است. بر اين اساس به نظر مي رسد به روز شدن سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در ماههاي اخير نيز دراين راستا ، واکنشي به جا ، رفتاري کاملاً منطقي و حاکي از واقع گرايي بوده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1390ساعت 21:30  توسط ایلیا اعتضادی فر   | 
 ماهواره و عوارض آن بر اسلام

همان طور که ميدانيد ماهواره يکي از وسايلي است که مردم ايران را به سوي خود جلب کرده وحدود60 درصد از مردم ايران ماهواره دارندشايد همان اوّل افرايد کعه ماهواره مي خرند مي گويند ما ماهواره مي خريم کهآنتن تلويزيون ما بهتر باشد يا تلوزيون واضح تر باشد امّا گرايش به ماهواره پس از چندي شروع مي شود.

ماهواره دشمني براي اسلام است که اگر در مملکت اسلامي نفوذ کند ريشه اسلام را مي خشکاند وماهواره  جلوگيري است از به وجود آمدن فرهنگ تمدّن اسلام در شهر ها  دولت آمريکا براي بار اؤل ما هواره را به جان افرادي در ايران انداخت که اسلام قوي نداشتند و بعد ماهواره را به جان افرادي انداخت که ايمانشان کمي قوي است امّا اين عرصه به حدّي تنگ شد که 60 درصد از خانوار ايراني ماهواره دارندو هر روز اين عرصه تنگ تر مي شود تا ضربه ي محلکي به اسلام بزند .

آمريکا و کشورهاي ارو پايي در صدد اين هستند که با کمک اين وسيله برقي کودکان را از همان اوّل بي بند وبار به وجدو آورند  .ماهواره دشمن سر سختي است که طي جنگ نرم با اسلام مي جنگد بعضي از عرفا و مفسرين ماهواره را دجاّل مي نامند.. ماهواره به علت تيشه زدن به ريشه اسلام و ايران به ايران ابلاغ شد هنوز هم خانواده هاي هستند که از اين شرّ دامن گير استافاده نمي کنند  البته دولت آمريکا و دشمنان اسلام هزاران کار براي از بين بردن اسلام انجام دادهاند مانند عمليلات در دشت طبس که به حول وقوه الهي باطل شد يا جنگ تحميلي آمريکاو وهابيون 18 مليون سايت و مبلغ تيلياردي آن هم دلار براي نابودي اسلام خرج کرده اند آنها هر لحظه در فکر براندازي اسلام اند آن ها به جهل مردم ايران اميد بسته اند .همين که مردم ايران حرف مراجع و امامان معصوم را براي ماهواره زير پاگذاشتند يک نوع جهل است آمريکا در طرح بعدي خود مي خواهد فرما سونري را در ايران راه اندازي کنند ودر حال عملي کردن طرح هاي خودشان هستند از طرح هاي آمريکا براي نابودي اسلام وجوانان

1-تشکيل گروه هاي فرماسونري                               2-نابودي فرهنگ حجاب

3-مواد مخدر وسيگار و قرس اکس                         4-ماهواره

5-بدئت در اسلام                                                  6-تشکيل شبکه هاي خبر دروغگو

7-از بين بردن اثرات محرم بر جوانان                  8-موسيقي هاي مستهجل

9-جنگ نرم از طريق :سينما                                                  10-بازي هاي را يانه اي

11-رعب و وحشت در منطقه                                               12-شايعات دروغين عليه کا لا ها

13-شوراندن مخلفين عليه حکومت                                   14- ايجاد تفرقه عليه نظام

15-گمراه کردن بسيجيان و مذهبيان                                 15- نامني در اماک ن زيارتي مانند کربلا

16-شايعات درو غين مذهبي                                           19-سرمايه گذاري ارز عليه اسلام

20-18 مليون سايت اينترنتيعليه اسلام                            21-مبلغ چند تيليارد دلار براي مبارزه با اسلام

22-بد نامي اسلام                                                      23-کتاب هاي تشکک انداز عليه اسلام وائمه اطهار

24 –قا چاق کالا و ضربه زدن به اقتصاد                     25- جاني ناميدن اسلام

26-تروريست ناميدن مسلمانان                                27-کم کردن ارزش هاي ديني مانند روز عاشورا

28-درست کردن فيلم هاي براي بد نامي اسلام       29-لباس ها و شلوارهاي جلف

تازه اينا 1 دصد جنايت هاي آمريکا هم نيست               

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 دی1390ساعت 14:34  توسط ایلیا اعتضادی فر   |